سوختم چون لاله چشمی بر دل چاکم فکن
یا برآر از خاک یا یکباره در خاکم فکن
چون بخاکم گر زنده خواهی دیگرم
قطره یی بر خاک از آنروزی عرقناکم فکن
پیش از آنساعت که گردد کار گر زهر اجل
جرعه یی در کام از آن لعل چو تریاکم فکن
چشم من لایق کجا باشد بخورشید رخت
پرتو اندیشه یی در چشم ادراکم فکن
اهلی آن بدمهر اگر پرسد ز احوال درون
گو نظر بر حال دل از سینه چاکم فکن


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساس سوختن و درد ناشی از جدایی سخن میگوید و از معشوق میخواهد تا یا او را از خاک برآورد و یا به خاک بسپرد. او به یاد لحظات زندهگیاش و آرزوی نوشیدن از معشوق در لحظههای آخر عمر اشاره میکند. شاعر احساس میکند که چشمش شایستهی دیدن زیبایی معشوق نیست و از او میخواهد تا نوری به اندیشهاش ببخشد. در پایان، به نظر میرسد که اگر کسی از احوال او بپرسد، باید حال دل او را در نظر بگیرد و به درد درونش پی ببرد.
هوش مصنوعی: من مانند لاله سوختهام، چشمم را بر دل شکافتم. یا مرا از خاک برآور، یا اینکه یکباره در خاک دفنم کن.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زمانی که من مردهام دوباره زنده شوم، باید قطرهای از عرق من را به روی خاک بریزی.
هوش مصنوعی: قبل از آنکه زمان مرگت فرارسد و کار دنیا برایت پایان یابد، نوشیدنیای از آن سنگ سرخ (که به زیبایی شبیه لعل است) در کامت بریز و آن را همچون تریاک در وجودت جای بده.
هوش مصنوعی: چشم من چگونه میتواند به جلال چهرهات نگاه کند؟ فقط کافی است که نور فکر و اندیشهات را در دیدهام بچرخی.
هوش مصنوعی: اگر کسی که به من مهر ندارد درباره حال درونم بپرسد، بگو که نگاهی به حال دلم بیندازد، زیرا دل من شکسته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.