گنجور

 
اهلی شیرازی

ای روی دل افروز تو ماه همه خوبان

خوبان همه شاهند و تو شاه همه خوبان

گر پرده برافتد ز جمالت بقیامت

بخشند بروی تو گناه همه خوبان

ساعد بنما کان ید بیضا که تو داری

در معجزه خوبیست گواه همه خوبان

خاک ره هر طرفه غزالی که سگ تست

شد سرمه کش چشم سیاه همه خوبان

شد شیفتهٔ نرگس مستت بنگاهی

اهلی که بود مست نگاه همه خوبان

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
هلالی جغتایی

ای ماه من و شاه سپاه همه خوبان

خوبان همه شاهند و تو شاه همه خوبان

آنجا که تو بر مسند عزت بنشینی

بر باد رود حشمت و جاه همه خوبان

از حسرت آن چشم، که بی سرمه سیاهست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه