توبه کردم عمری اکنون باده صافی میکنم
عمر ضایع کرده خود را تلافی میکنم
گر چو جام جم نگویم آگه از غیبم چه عیب
روزگاری شد که از می سینه صافی میکنم
همچو مویی شد تنم وز غم شکافم سینه را
در خیال آن میان من موشکافی میکنم
زهر هجران میخورم امید وصل نوش نیست
من بصبر این زهر را تریاک شافی میکنم
روز و شب در عیش و شادی از غمش چون اهلیم
هم غمش کرد اینوفا کان عیش وافی میکنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای توبه و بازگشت به خویش سخن میگوید. او به یاد میآورد که در گذشته عمر خود را بیهوده سپری کرده است و اکنون درپی جبران آن است. با وجود اینکه از درد جدایی رنج میبرد، سعی دارد با دلخوشی و شادمانی بر سختیها غلبه کند و غم را به شادی تبدیل کند. او در تأملاتش به قدرت خود اشاره میکند که میتواند سختیها را تحمل کرده و به زندگی خود رنگ و لعاب تازهای ببخشد.
هوش مصنوعی: من به اشتباهم پی بردم و اکنون تصمیم دارم که با نوشیدن شراب خالص، عمر از دست رفتهام را جبران کنم.
هوش مصنوعی: اگر مانند جام جم (که نگریستن به آن خبر از غیب میدهد) از اسرار عالم آگاه نبودم، چه اشکالی دارد؟ روزگاری شده که بهجای افشای اسرار، فقط به آرامش خاطر خود از شراب میپردازم.
هوش مصنوعی: بدن من مانند موئی باریک و نازک شده است و از غم، سینهام شکاف برداشته. در خیال معشوق، من به بررسی و کاوش میپردازم.
هوش مصنوعی: من از درد جدایی رنج میبرم و در انتظار وصالی نیستم که به من آرامش دهد. اما با صبری که دارم، این درد را به نوعی میتوانم تسکین دهم و به روزهای بهتری امیدوار باشم.
هوش مصنوعی: روز و شب در خوشی و سرمستی هستم و از غم او مثل آب بر آتش، غم او را ناچیز میانگارم و میگویم که زندگی کاملی را برای خود فراهم کردهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.