شبهای هجر اگر چه دل ریش سوزدم
روز وصال باز جگر بیش سوزدم
این هم ز مهر نیست که چندان نظر کند
خواهد کزین نمک جگر ریش سوزدم
یارب چه حالتست که بیگانگان بمن
سوزند بیش از آنکه دل خویش سوزدم
زینگونه کز فغان نگذارم بخواب کس
ترسم که آه مردم درویش سوزدم
اهلی ز داغ عشق نسوزم که سوختن
خوشتر که طعنه های بد اندیش سوزدم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و رنج ناشی از جدایی و عشق سخن میگوید. او میگوید که شبهای دوری را با دل شکسته تحمل میکند و در روز وصال نیز همچنان شدیدتر دچار سوزش میشود. احساس میکند که عشقش به او آسیب میزند و بیگانگان بیشتر از خود او بر او میسوزند. همچنین، او نگران است که فریاد و نالهاش باعث پریشانی دیگران شود، اما در عین حال، تاکید میکند که عشق و داغ آن خوشایندتر از طعنههای بدخواهانه است.
هوش مصنوعی: در شبهایی که به خاطر جدایی غمگین بودم و قلبم میسوزد، زمانی که دوباره همدیگر را دیدیم، درد و رنج بیشتری را تحمل کردم.
هوش مصنوعی: این جمله به این مفهوم اشاره دارد که کسی به خاطر محبت و عشق نیست که به او توجه میکند، بلکه ممکن است دلایل دیگری داشته باشد. گوینده با اشاره به رنج و درد خود، از سوختن جگرش به خاطر عشقش صحبت میکند. در واقع، او به تلخی و سختیهای عشق اشاره میکند و نشان میدهد که این عشق چه بار سنگینی برایش به همراه دارد.
هوش مصنوعی: پروردگارا، چه حالتی است که دردی که بیگانگان به من میزنند، از دردی که خودم به دل خویش میزنم، بیشتر است؟
هوش مصنوعی: من از این فریاد و ناله به خواب کسی اجازه نمیدهم و نگرانم که آههای مردم درویش مرا به آتش بکشد.
هوش مصنوعی: من از داغ عشق نمیسوزم، زیرا سوختن به خاطر عشق برایم خوشایندتر است تا اینکه با طعنهها و زخم زبانهای بداندیشان بسوزم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.