آن عید مشتاقان که من قربان او صد جان کنم
یکبار اگر نامش برم صد بار جان قربان کنم
من بت پرست و عاشقم اما نمی گویم بکس
شرط است کز نامحرمان عشق بتان پنهان کنم
پروانه وارم بی زبان جانرا بخاموشی دهم
گلبانگ شهرت میزنم چون بلبلان افغان کنم
گفتم که بیروی توام دشوار باشد زندگی
گفتا بیک تیر نظر دشواریت آسان کنم
با آنکه صد چاکم بود در سینه و لب بسته ام
چون غنچه در خونم کشد هرگه لبی خندان کنم
چون دردمندان غمت دردی بصد جان میخرند
بیدرد باشم من اگر درد ترا درمان کنم
پیرم چو اهلی ایجوان امروز میدان زان تست
پیش آ که من چوگان صفت سردر سر میدان کنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و شوق خود به معشوق میپردازد و اظهار میکند که در روز عید عاشقان برای او جان فدای میکند. او در عین بتپرستی و عاشقی، به پنهانکاری از نامحرمان اشاره میکند و به پروانه وار از عشق خود سخن میگوید. شاعر از دشواری زندگی بدون دیدن چهره محبوبش صحبت میکند و معشوق جواب میدهد که با یک نظر میتواند زندگی را آسان کند. او با وجود درد و رنجی که در دل دارد، میخواهد لبخند بر چهره محبوب بنشاند و با اشاره به دردهای دیگران، از بیدردی خود انتقاد میکند. در پایان، شاعر به جوانی و نشاط خود در ارتباط با عشق اشاره میکند و آمادهای برای زندگی عاشقانهاش است.
هوش مصنوعی: اگر یک بار نام آن عید عاشقان را بر زبان بیاورم، حاضر هستم چندین بار جانم را فدای آن کنم.
هوش مصنوعی: من عاشق و شیفتهی معشوقم هستم، اما نمیخواهم بگویم که شرط عشق چیست؛ زیرا باید احساسات و عشق خود را از نگاه بیدلیل دیگران پنهان نگهدارم.
هوش مصنوعی: من مانند پروانهای هستم که بیآنکه صدایی داشته باشم، جانم را در سکوت قربانی میکنم. اما چون بلبلان، آواز شهرت را سر میزنم و فریاد میکنم.
هوش مصنوعی: به او گفتم که بدون تو زندگی سخت و دشوار است. او پاسخ داد که با یک نگاه به من، میتوانی این سختی را آسان کنی.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه درون خود خیلی ناراحتی و زخم دارم، اما همچنان سکوت کردهام. مانند یک گل غنچه که در خونش غرق شده، هر بار که لبخند میزنم، انگار به خاطر دردهای درونم است.
هوش مصنوعی: اگر غم تو برای دردمندان اینقدر سنگین و عمیق است که با کمال جان آن را تحمل میکنند، من باید بیدرمان باشم اگر قرار باشد درد تو را تسکین دهم.
هوش مصنوعی: سالمند چون جوانان با شجاعت و دلسرشار در میدان هستم، بر آنچه در دل میپرورانم و به آن میپردازم، آگاهی دارم که در این عرصه همچون بازیکن چیره دستی، به رقابت میپردازم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای عاشقان، ای عاشقان، من جسمهارا جان کنم
ای عارفان، ای عارفان، جانها بحق جانان کنم
ای سالکان، ای سالکان، اندر پناه من شوید
تا جغد را سربرکنم، شهباز در جولان کنم
ای صادقان، ای صادقان، صدق آورید از جان و دل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.