شب وعده داد مست و بره دیده دوختم
دل ساختم کباب و نیامد بسوختم
عیبم مکن ز سجده آن روی آتشین
کز وی چراغ دولت و دین برفروختم
دیوانه گشتم از ستم این پریوشان
از بسکه چاک خرقه به صد پاره دوختم
بختم فشرد پا بدرت کوری رقیب
میخی عجب بدیده دشمن سپوختم
اهلی ز کشت دهر چو عنقابری نخورد
من مرغ زیرکم که بیک جو فروختم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای خود در شب وعدهای میگوید که بیخبر ماند و دلتنگ شده است. او با سوز دل و احساساتی شدید به سجده پیش عشق میرود و از آتشین بودن روی محبوبش یاد میکند که منبع نور و امیدش است. شاعر از ستم و بیوفایی آن محبوب غمگین بوده و خود را در چنگال ناامیدی مییابد. او به وضعیتی اشاره میکند که با وجود بدبختیها و آزارها، هنوز به عشق و آرزوهایش ادامه میدهد و در نهایت خود را با وضعیتی مانند مرغی که به دام میافتد، توصیف میکند.
هوش مصنوعی: در شب، وعدهای از طرف معشوق به من داده شد و من در حالتی مدهوش به او نگاه میکردم. دل خود را به عشق او تقدیم کردم و برایش از عشق خود آتش به پا کردم، اما او نیامد و من در این سوختن تنها ماندم.
هوش مصنوعی: من را به خاطر سجده به آن چهره زیبا ملامت نکن که از او روشنی و روشنایی زندگی و دینم را به دست آوردهام.
هوش مصنوعی: از شدت ظلم و بیرحمی این دختران زیبا، دیوانه شدم، زیرا به خاطر عشق و شوق آنها، به هزاران تکه، لباس خود را دوختهام.
هوش مصنوعی: سرنوشت من به قدری خوب است که با وجود رقیب کور و ناتوان، توانستهام بر دشمنانم پیروز شوم.
هوش مصنوعی: انسانی که در طول زندگی خود مانند یک مرغ باریکبال، به جای تلاش و جستجوی فرصتها، از زندگی فقط به مقدار کمی راضی شده و به راحتی از همه چیز میگذرد، در واقع از پیروزی و زندگی بهتر بینصیب میماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.