ای ماه و خور بر آن رخ زیبا گریسته
سرو چمن بر آن قد و بالا گریسته
ای از صف ملائکه غوغا برآمده
بر مقتل تو کشته غوغا گریسته
ای دیده ولایت بیتو شده ز دست
بر ملکت تو خسرو والا گریسته
ای پشت دین و پلوی دنیا به تو قوی
دین پشت بر تو بر سر دنیا گریسته
دستش بریده باد که آن تیر بر تو زد
ملکت ندیده بر سرت آنجا گریسته


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش ویژگیهای والای محبوب خود میپردازد و با استعارههایی چون ماه و خورشید به زیبایی او اشاره میکند. او میگوید که وجود محبوب مانند مایهای برای گریه و افسوس است، بهطوریکه حتی طبیعت نیز در فقدان او سوگوار شده است. دین و دنیا نیز در نبود محبوب به درد و رنج میافتند، و شاعر به شدت از کسی که به محبوب آسیب رسانده، نفرت میکند. این شعر با حال و هوای غم و اندوه، عشق را به تصویر میکشد که در آن هر چیز و هر کس تحت تأثیر فقدان محبوب قرار گرفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.