ای ماه و خور بر آن رخ زیبا گریسته
سرو چمن بر آن قد و بالا گریسته
ای از صف ملائکه غوغا برآمده
بر مقتل تو کشته غوغا گریسته
ای دیده ولایت بیتو شده ز دست
بر ملکت تو خسرو والا گریسته
ای پشت دین و پلوی دنیا به تو قوی
دین پشت بر تو بر سر دنیا گریسته
دستش بریده باد که آن تیر بر تو زد
ملکت ندیده بر سرت آنجا گریسته