شه پاک دل ظل السلطان راد
خداوند اورنگ و فرهنگ و داد
بپاسخ چنین گفت جوشنده را
همان ابر و باد خروشنده را
که هیهات در عهد ما ظلم چیست
که با عدل ما آورد تاب زیست
شگفتا که عقرب بسوراخ خویش
بدزدد ز بیم من امروز نیش
کجا شد ستم پیشه تندخوی
مترس ای ستم دیده بر من بگوی
که گر شیر شد پای پیلیش کنم
وگر کوه شد رود نیلش کنم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گویا شخصیتی به نام ظل السلطان به ستمگری و ظلم در زمان خود پاسخ میدهد. او با صداقت و اعتماد به نفس اعلام میکند که در زمانش جایی برای ستم و ظلم وجود ندارد و کسانی که به دنبال ظلم هستند، در واقع خود را به گزند میاندازند. ظل السلطان بر اقتدار و عدالت خویش تأکید میکند و به ستمگران هشدار میدهد که حتی اگر بخواهند بر او غلبه کنند، عواقب سنگینی خواهند داشت و او آماده است که بر هر دشواری فائق آید. به نظر میرسد این شعر به بحث عدالت و نحوه برخورد با ستم و فساد اشاره دارد.
هوش مصنوعی: سلطان نیکدل پناه خداست و خداوند حمایتگر و نگهدارندهی فرهنگ و عدالت است.
هوش مصنوعی: در پاسخ به او، ابر و باد که همواره در حال تغییر و حرکتاند، گفتند.
هوش مصنوعی: در زمان ما ظلمی وجود ندارد که عدالت ما اجازه دهد تاب بیاورد و زندگی کند.
هوش مصنوعی: عجب است که حتی عقرب هم از ترس من، نیش خود را در سوراخش پنهان میکند.
هوش مصنوعی: کجا رفت آن ظالم خشمگین؟ ای کسی که ستم را تحمل کردی، به من بگو.
هوش مصنوعی: اگر او به قدرت و عظمت شیر شود، من پای او را تسخیر میکنم و اگر به مانند کوه است، نیل را به سمت او جاری میسازم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.