مدار غصه که خون منت حلال بود
مشو غمین که نیاید ز حلق کشته صدا
اگر نه باورت آید ز بعد کشته شدن
مرا مخوان که به جان پاسخت دهم به ندا
ز جان تهی باد آن دل که از غم تو تهی
ز تن جدا باد آن سر که از در تو جدا
اگر به آدم قلنا اهبطو رسید ز حق
پس از خطاب کلا حیث شئتمار غدا
مرا به خاک درت جاودانه فردوسی است
که جانم از وی پیوند نگسلد ابدا


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این قطعه به مسأله غم و اندوه میپردازد و از مرگ میگوید. او بیان میکند که دلهای خالی از غم عشق، در حقیقت روحی ندارند و سرهایی که از در عشق دور شوند، مردگی را تجربه میکنند. همچنین با اشاره به ماجرای آدم و دستور الهی به فرود آمدن، به جاودانگی عشق و دلبستگیاش به معشوق از طریق یادآوری فردوسی اشاره میکند و اذعان دارد که پیوند او با عشق forever برقرار خواهد بود. با این حال، او از غصه خودداری کرده و میگوید که صدای کشتهشدگان هرگز به گوش نمیرسد.
هوش مصنوعی: غم و غصه را کنار بگذار و از اینکه ممکن است دلی شکسته باشد ناراحت نباش. این صدا از کسی که دچار درد و رنج شده، به گوش نمیرسد.
هوش مصنوعی: اگر به حرفهایم ایمان نداری، پس بعد از مرگ من، مرا صدا نزن، زیرا آمادهام تا به تو پاسخ دهم.
هوش مصنوعی: دلهایی که از غم تو خالی است، باید از زندگی پوچ باشند و سرهایی که از در تو دورند، باید از بدن جدا شوند.
هوش مصنوعی: اگر به انسان گفته شود که به زمین نزول کن، پس از آن که فرمان دریافت کرده، میتواند هر جا که بخواهد برود.
هوش مصنوعی: من همیشه و برای همیشه وابسته به درگاه تو هستم و حتی مرگ هم نمیتواند این پیوند را از بین ببرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روم بحجره خیاط عاشقان فردا
من دراز قبا با هزار گز سودا
به سجده بود سر آن شهید راه خدا
که از قفا سر او را نمود شمر جدا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.