نادیده چنان مست تمنای تو گشتم
کاول قدم از عمر گرانمایه گذشتم
اندر طلب روی تو در دوزخ محنت
چون عابد گریان پی نادیده بهشتم
حسن تو چنان کوس طرب کوفت در آفاق
کز بام درافتاد به غوقای تو طشتم
خاک رهت از خون بصر گل کنم امروز
کز این گل پاکیزه سر شیشه سرشتم
تا روز دیگر کز سر خاکم بدمد خشت
امروز خط دوست بود سبزه کشتم
گیسوی خیالت به هوس بافتم ای وای
در گردنم افتاد همین دام که رشتم
اندر سر کوی تو من ای قبله عشاق
آسوده ز فکر حرم و دیر و کنشتم
پروانه صفت سوختم از آتش عشقت
بگذشت زسر آب وز پیمان نگذشتم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از شدت عشق و تمنای خود نسبت به معشوق سخن میگوید و به حالتی مست و دیوانهوار بیانگر احساساتش میشود. او در طلب روی معشوق، تمامی سختیها و محنتها را تحمل میکند و برای رسیدن به او آماده است. زیبایی و حسن معشوق به حدی است که شاعر را به وجد میآورد و در عین حال دچار درد و رنج میکند. او به یاد میآورد که خاک مسیر معشوق را با خون چشمانش آبیاری کرده و به امید روزی که به خاک سپرده شود، در این عشق خالصانه دست به زراعت عشق میزند. همچنین، احساس ضعیف و شکنندهای از خود نشان میدهد که مانند پروانهای در آتش عشق میسوزد و از پیمان وفاداری خود عبور نمیکند.
هوش مصنوعی: آنقدر غرق در عشق و خواستهات شدم که اولین قدم از عمر باارزشم را نادیده گرفتم.
هوش مصنوعی: در جستجوی چهرهی تو در جهنم سختیها مانند عابدی گریان هستم که بهشت را که هرگز ندیده دلتنگی میکند.
هوش مصنوعی: زیبایی تو به قدری دلانگیز است که مانند صدای خوش موسیقی در گوشها طنینانداز شده و همه جا را پر کرده است. این زیبایی آنچنان تاثیرگذار است که باعث شده حتی از آسمان به زمین بیافتد و همه جا را تحت تاثیر قرار دهد.
هوش مصنوعی: امروز میخواهم خاک راه تو را با خون چشمانم گلزار کنم، زیرا از این گل پاکیزه، عطر و زیبایی وجودم را میسازم.
هوش مصنوعی: تا روزی که از خاک بیرون بیایم، امروز با محبت و دوستی زندگیام را شروع کردهام و در این مسیر زیباییها را کاشتهام.
هوش مصنوعی: موهای خیالت را به خواب و خیال بافتم، وای که همین دام که با دست خود درست کردهام، گردن من افتاده است.
هوش مصنوعی: در گوشه کوی تو، ای محبوب دلباختگان، من آرامم و دیگر نگران حرم و صومعه نیستم و خود را در عشق تو غرق کردهام.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به شدت از عشقش سوخته و درد و رنجی را که تحمل کرده بیان میکند. او مانند پروانهای است که به سمت آتش عشق پرواز کرده و میسوزد. حتی در شرایط سخت و دشوار، او از کنار آب و در برابر خطرات جان خود نمیگذرد و به وفاداری و پیمان خود پایبند میماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.