در کاروان نواخت درای آهنگ
شب برکشید پرده نیلی رنگ
عوا دلیل ره شد تا شعری
سازد درون خیمه شب آهنگ
خورشید در ترازو شد پنهان
بی آنکه هیچ سنجد از او جو سنگ
شد با نقوش زر تن و روی چرخ
آراسته چو کارگه ارژنگ
گفتی سپهر سفره شترنگ است
سیارگان چو مهره بر این شترنگ
ماهست پادشاهی با فره
برجیس چون وزیری با فرهنگ
چون اسب گرم پویه شود رامی
چون پیل راه کج سپرد خرچنگ
در قطبها سهیل و سها چون رخ
هر یک بکف گرفته لوای جنگ
بهرام و تیر و زهره و کیوان نیز
بسته پیاده وار میانها تنگ
پران شهب تو گوئی داود است
کوبد چکاد خصم بقلماسنگ
بر ساوش از سوئی چون سلحشوران
خونین سری نموده ز دار آونگ
پروین چنان نمود که پنداری
بیجاده تاک راست زرین پاشنگ
چون دو نگار سیمین دو پیکر
چون هفت شمع زرین هفت رنگ
من در سرا ز هجر رخ جانان
بی جان چو در ممالک چین سترنگ
دل پر ز باد و سینه پر از آذر
سر پر ز شور و چهره پر از آژنگ
کاین آسمان چرا کند این بازی
نیرنگ را چگونه زند بیرنگ
گرنه مشعبد است چرا هر دم
آرد هزار شعبده و نیرنگ
گه ماه را نشاند بر کرسی
گه مهر را کشاند بر اورنگ
گه تیر را گذارد در لوح
گه زهره را سپارد در کف چنگ
برخاستم بباده نهادم زین
پس تنگ بر کشیدم از او بر تنگ
ساز سفر نمودم همچون باد
در زیر ران من رهی آن شبرنگ
نارالقری فروخت در آن صحرا
نارالحباجبش که جهید از سنگ
تا سوی میهمان کده ام تا زد
از بیشه شیر غژمان وز که رنگ
بستم متاع دانش بر فتراک
و افروختم چراغ ره از فرهنگ
راهی ببر گرفتم بی پایان
چون کهکشان بکنید مینا رنگ
تاریک دره ها بنور دیدم
پهنا درازناشان صد فرسنگ
تا قله شان ز دامنه هر جا بود
آهوی وهم و طایر فکرت لنگ
بادم پزشگ وار بچشم اندر
از خاک ریخت داروی رنگارنگ
گفتی به عمد برهمن هندو
ریزد غبار سوختگان در کنگ
یا بر جراحتی بخطا سایند
سنباده جای مرهم شکر سنگ
پاسی ز شب نرفت که بر بالا
ابری دمید هایل و تاری رنگ
بارید لاله را بشکم باران
افشاند سبزه را به جبین افشنگ
هر چشمه ز سیل بشد دریا
هر حفره زنوژان شد آلنگ
گفتی که خاک را بتن اندر تب
افتاد و ابر آوردش پاشنگ
شخسار آنچنان شد کاندر گل
اسب و سوار ماندی تا آرنگ
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف زیباییهای آسمان شب و طبیعت پرداخته است. شاعر به تصویرسازی از ستارهها، سیارات و دیگر عناصر طبیعی میپردازد و جملاتی از احساسات درونی خود را در مورد عشق و جدایی بیان میکند. او با استفاده از تمثیلهای مختلف و زیباییهای بصری، فضای شاعرانهای خلق میکند و به تضادهای طبیعت و انسانی اشاره میکند؛ از جمله شب و روز، شادی و غم، و زیباییها و مشکلات. شاعر در نهایت به دنبال شناخت و درک عمق احساسات و بازیهای زندگی است و از تغییرات طبیعت و عواطف انسانی سخن میگوید.
هوش مصنوعی: در کاروان موسیقی، با صدای دلنواز، آغاز شب را با یک پرده آرام و نیلی رنگ جشن میگیریم.
هوش مصنوعی: عوا بهانهای شد تا شعری را در دل خیمه شبانه بسازد.
هوش مصنوعی: خورشید در ترازوی پنهان شده و به هیچ عنوان از آن جو سنگی اندازهگیری نمیشود.
هوش مصنوعی: تن و روی او با نقوش طلا زیبنده و آراسته شده است، مانند کارگاه ارژنگ که زیبا و هنرمندانه طراحی شده است.
هوش مصنوعی: گفتهای که آسمان مانند سفرهای است که در آن سیارات مانند مهرههایی بر روی شطرنج قرار دارند.
هوش مصنوعی: ما صاحب قدرت و بزرگی هستیم، مانند یک پادشاه که با شکوه و جذبهای ویژه همراه است، همانطور که وزیری با دانش و فرهنگ در کنار او قرار دارد.
هوش مصنوعی: وقتی اسب به حرکت سریع درآید، آرامش خود را از دست میدهد و مانند فیلی که راه را کج میکند، در تاریکی به سر میبرد.
هوش مصنوعی: در قطبها، ستارههای سهیل و سها مانند اینکه هر یک پرچم جنگ را در دست گرفتهاند، درخشندگی خاصی دارند.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده است که سیاراتی مانند بهرام، تیر، زهره و کیوان، به طور سمبلیک به طور نزدیک و از هم فاصله گرفتهاند، همانند افرادی که پیاده و به ترتیب در میان راهی باریک و تنگ حرکت میکنند. این تصویر میتواند به معنای نزدیکی و تضاد در فعالیتها و حرکات آنها باشد.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که پرندهای زیبا و شکوهمند مانند ساز داود، با قدرت و صلابت به دشمنش میتازد و او را مبهوت میکند. این تصویر نشاندهنده مبارزه و مقاومت در برابر دشواریها و مشکلات است.
هوش مصنوعی: بر روی گردن او مانند جنگجویان دلیر، سر خونین آویزان شده است.
هوش مصنوعی: پروین به گونهای درخشان و زیبا دیده میشود که به نظر میرسد بر روی یک مسیر طلایی قدم میزند.
هوش مصنوعی: دو معشوق زیبا مانند دو تکه نقره و همچون هفت شمع طلایی با رنگهای گوناگون هستند.
هوش مصنوعی: من در خانهام از دوری چهره محبوب بیجان هستم، مانند کسی که در سرزمین چین زندگی میکند و رنگها برایش بیمعنا شدهاند.
هوش مصنوعی: دل پرباز و سینهای آتشین، سرش مملو از هیجان و چهرهاش پر از زیبایی و حالتهای جذاب است.
هوش مصنوعی: این آسمان چرا این همه بازی و فریب را به راه انداخته و چگونه میتواند بدون رنگ و نشان این کار را انجام دهد؟
هوش مصنوعی: اگر او واقعی است، پس چرا هر لحظه هزاران تردستی و فریب ارائه میدهد؟
هوش مصنوعی: گاهی ماه را بر جایگاه خاصی مینشاند و گاهی مهر را بر تختی که شایستهاش است، قرار میدهد.
هوش مصنوعی: گاهی ممکن است که تیر را بر روی لوح بگذارد، و گاهی نیز زهره را در دستان چنگ قرار دهد.
هوش مصنوعی: من از جام نوشیدنی برخاستم و از این پس به مشکلات و تنگناها کمتر فکر میکنم، چرا که از آن برزخ رها شدم.
هوش مصنوعی: من همچون باد به سفر میروم و در زیر پایم، نشانهای از شبرنگ وجود دارد.
هوش مصنوعی: در آن بیابان، نارالقری به دنبال نارالحبا که از دل سنگ بیرون جهید، به فروش رفت.
هوش مصنوعی: به جاده میهمانخانه روانه شدم تا صدای غرش شیر از دل جنگل به گوش رسید و من از ترس رنگ و روی خود را باختم.
هوش مصنوعی: بار علم و دانش را روی بارکش خود گذاشتم و با نور چراغی که از فرهنگ و ادب روشن کردهام، راه را روشن کردم.
هوش مصنوعی: به سمت مقصدی نامحدود و بیپایان در حرکت هستم، مانند کهکشان. رنگی شبیه به مینا را برگزینید.
هوش مصنوعی: در درههای تاریک، نوری را دیدم که وسعتش به اندازهای بود که صد فرسنگ را شامل میشد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که به قله ذهن و خیال دست نیافتهایم، در هر گوشهای میتوانیم با تفکر و خیالپردازی به جستجوی زیباییها بپردازیم.
هوش مصنوعی: باد مانند پزشکی است که داروهای مختلف و رنگارنگ را از خاک به چشم میریزد.
هوش مصنوعی: تو گفتی که به عمد غبار سوختگان را بر سر مرد هندو میریزد، در حالی که او در کنگ است.
هوش مصنوعی: اگر به جراحتی که ناشی از اشتباه است بیتوجهی شود، مانند این است که بر روی آن سنباده بکشند و درمان آن را با شیء شیرینی که سختیاش مانند سنگ است، مقایسه کنیم.
هوش مصنوعی: هنگامی که هنوز شبی نگذشته بود، ابری در آسمان ظاهر شد و رنگی تیره و ترسناک به خود گرفت.
هوش مصنوعی: باران بر لالهها ریخت و سبزهها را روی زمین به زیبایی پراکند.
هوش مصنوعی: هر چشمهای به وسیلهی سیل به دریا میرسد و هر چال و گودالی از نو به حیات جدیدی دست پیدا میکند.
هوش مصنوعی: گفتی که خاک در گرما داغ شده و ابر به آن باران میزند.
هوش مصنوعی: شخصی به قدری قوی و بزرگ شد که حتی در گل هم اسب و سوارش باقی ماندند تا به رنگ برسند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.