خوشا روزی که یادی از من آواره میکردی
نبودی عاشق و بیچارهای را چاره میکردی
نمیرفتی ز دنبال نظر رسوا نمیگشتی
اگر در عشق خود حال مرا نظاره میکردی
به این زودی گریبان گر به دست دل نمیدادی
چو یوسف جامهای در نیکنامی پاره میکردی
جهان دار مکافات است میباید کشید اکنون
ستمهایی که بر عشاق محنتکاره میکردی
بگو تا چون ننالم سنگ نالیدی گر این جوری
که بر جان من مسکین کنی بر خاره میکردی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عاشقی که از معشوق خود دور افتاده و دچار اندوه است، احساس درد و حسرت خود را ابراز میکند. او آرزو میکند که معشوقش در گذشته به خاطر او تلاش بیشتری انجام میداد و به یادش بود. شاعر به عواقب عشق و سختیهای ناشی از جدایی اشاره میکند و میگوید که محبت باید به هردو طرف تعلق داشته باشد. در نهایت، او از معشوق میخواهد تا به حال او توجه کند و از این وضعیت رنجآور کاسته شود.
هوش مصنوعی: چه روزهایی زیبا بود که تو یاد من را زنده میکردی، در حالی که نه عاشق بودی و نه بیچاره، و به جای آن به چه کسی کمک میکردی.
هوش مصنوعی: اگر تو از پی نگاه نمیرفتی، در عشق خود، حال و اوضاع مرا میدیدی و شرمنده نمیشدی.
هوش مصنوعی: اگر به آسانی دست به جگر نمیزدی و دل را راحت رها نمیکردی، مانند یوسف که لباسش را پارچهای نیکو تقسیم کرد، تو هم در داشتن نام نیک و محبوبیت دچار مشکل میشدی.
هوش مصنوعی: این دنیا پر از پاداشها و کیفرهاست و اکنون باید عواقب ستمهایی که به عاشقان رنجکشیده وارد کردهای را تجربه کنی.
هوش مصنوعی: بگو تا وقتی که من ناله میکنم، تو هم از سنگ ناله کردی. اگر اینطور که بر من مسکین میکوشی، بر خار میکوشیدی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.