پیر طریقت گوید: آنکس که جمع او درست باشد تفرقت او را زیان ندارد و آنرا که نسب درست باشد به عاق شدن از نسب بریده نگردد
در عین جمع سخن گفتن نه کار زبان است بلکه عبارت از حقیقت جمع بیان است زیرا مستهلک را در دریای بلا چه بیان است و از مستغرق در عین فنا چه نشان است این حدیث دل وغارت جان است؟ با صولت وصال دل و دیده را چه توان است؟
آن کس که بر نسیم وصال حیران است دیری است که جان او به مهر ازل گروگان است، بی دل باد کسی که از پی دل به فغان است و بی جان باد کسیکه از رفتن به دوست پشیمان است
الهی ای داننده هر چیز و سازنده هر کار و دارنده هر کس نه کس را با تو انبازی و نه کس را از تو بی نیازی کار به حکمت می اندازی و به لطف می سازی نه بیداد است و نه بازی بار خدایا بنده را نه چون و چرا در کار تو دانشی ونه کس را بر تو فرمایشی، سزاها همه تو ساختی و نواها همه تو خواستی نه از کس بتو ونه از تو به کس همه از تو به تو همه توئی و بس، خلایق فانی و حق یکتا به خود باقی است
الهی تو را آن کس بیند که تورا در ازل دید و آن کس تو را بدید که دو گیتی او را ناپدید و تو را او دید که نادیده پسندید
پیر طریقت گوید: خدایا مرا بر هزاران عقبه بگذرانیدی و یکی ماند، دل من خجل ماند از بس که ترا خواند، بارالها مرا به هزاران آب بشستنی تا با دوستی آشنا کردی و یک شستی ماند، خدایا مرا از من بشوی تا از پس خود برخیزم و تومانی؛ آلها هرگز روزی را بی محنت خویش بمن منما تا چشم باز کنم و خود را در پیش نه بینم
آه از قسمتی که پیش ازمن رفته، فغان از گفتاری که خود رائی گفته چه سود اگر شادزیم یا آشفته؟ ترسان از آنم که قادر متعال در ازل چه گفته!
یکی را به رسوا کردن عذاب دهد و یکی را به توفیق نیکوکاری رحمت کند یکی را به کافر شدن عذاب کند و دیگری را به قبول ایمان رحمت کند یکی را به پراکندگی دل عذاب دهد و دیگری را به گردآوری همتها رحم کند یکی را به انداختن در تاریکی های تدبیر عذاب دهد و یکی را به نشان دادن جریان تقدیر رحمت دهد یکی را به دنیا دوستی و فرار دنیا از او عذاب دهد و دیگری را به زهد و بی میلی در دنیا و اقبال دنیا به او رحمت دهد یکی را به دوری از خود عذاب کند و یکی را به اقبال خود بر او رحمت فرستد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید که کسی که در جمع قرار دارد، تحت تاثیر تفرقت قرار نمیگیرد و نسب درست او را از عاق شدن نجات نمیدهد. هنگامی که درباره وصال و یکدلی صحبت میشود، این تنها به زبان مرتبط نیست بلکه حقیقتی عمیق در آن نهفته است. انسانی که به وصال میاندیشد، همواره در جستجوی عشق ازلی خود است و با دل بینوا به فراق مینگرد.
سخنان شاعرانهای در دعا و درخواست از پروردگار مطرح میشود؛ خدایی که همهچیز را میداند و میسازد. هیچکس نمیتواند بر او فرمانی براند و همه چیز از او نشئت میگیرد. انسانها فانی و خداوند باقی است.
پیر طریقت از خداوند میخواهد که بگوید چگونه از خود بگذرد و او را بشوید تا بتواند به دوستی نزدیک شود. او به نفس خویش مینگرد و از گزند تقدیر الهی میهراسد. هر موجودی در عالم ممکن است به حالتی دچار شود که یا مورد رحمت قرار گیرد یا دچار عذاب شود؛ این بستگی به حکمت و مشیت الهی دارد.
هوش مصنوعی: شخصی که اتحاد و همبستگیاش قوی و درست باشد، از تفرقه و جدایی آسیبی نخواهد دید. همچنین، کسی که از نظر نسب و خویشاوندی صحیح باشد، به خاطر قطع رابطه با خانواده و نژادش، متضرر نخواهد شد.
هوش مصنوعی: گفتن از جمع و وحدت نه تنها کار زبان نیست، بلکه بیانگر واقعیت همبستگی است. وقتی کسی در مشکلات غرق میشود، دیگر چه بیانی میتواند وجود داشته باشد؟ و در حالت فنا و انحلال، چه نشانی از او باقی میماند؟ این یک داستان عاطفی و سرشار از اضطراب است. در چنین حالتی، چشم و دل چه قدرتی برای درک و ارتباط دارند؟
هوش مصنوعی: کسی که در انتظار محبت معشوق است، مدت زیادی است که جانش به عشق ازل سپرده شده است. او بیدل است، چون برای دلدارش ناله میکند و بیجان است، زیرا از رفتن به سوی دوستش پشیمان است.
هوش مصنوعی: خدایا، تو هستی که همه چیز را میدانی و هر کاری را میسازی. هیچکس نمیتواند در کنار تو باشد و هیچکس به تو نیاز ندارد. کارهای تو به حکمت انجام میشود و با لطف خودت سامان مییابد. در کار تو نه ظلمی وجود دارد و نه بازی. ای پروردگار، بندهات هیچگونه سوال و شکی در کار تو ندارد و هیچکس نمیتواند بر تو فرمان براند. همه چیز را تو آفریدهای و همه نغمهها و خواستهها از توست. نه کسی از تو به کسی ربط دارد و نه برعکس، همهچیز از توست و همه چیز تویی. مخلوقات فانی هستند و فقط حق یکتا باقی میماند.
هوش مصنوعی: خدایا، کسی تو را میبیند که تو را از ابتدا شناخته و کسی تو را دیده که در دو جهان ناپیدا شده است. او تو را به گونهای دیده که نادیده بودن تو را پسندیده است.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: خدایا، تو مرا از هزاران موانع و مشکلات گذراندی و تنها یکی از آنها باقی مانده است. دل من از بس که به تو دعای خیر کردم، شرمنده مانده است. بارالها، مرا با هزاران بار شستشو پاک کن تا بتوانم با دوستی تو آشنا شوم و فقط یک شستشو باقی مانده است. خدایا، مرا از خودم پاک کن تا بتوانم از پس خودم بلند شوم و تو را ببینم. بارالها، هرگز روزی را بدون زحمت و تلاش به من عطا نکن تا زمانی که چشم باز کنم، خود را در برابر تو مشاهده نکنم.
هوش مصنوعی: آه از گذشتهای که سپری شده و ناله از سخنانی که به طور خودرأی گفتهام. چه فایده دارد اگر خوشحال باشیم یا ناراحت؟ نگرانم که خداوند بزرگ در آغاز چه فرمانی صادر کرده است!
هوش مصنوعی: یکی را به خاطر رسوایی مجازات کند و دیگری را به خاطر نیکوکاری مورد رحمت قرار دهد. یکی را به کافر شدن عذاب دهد و دیگری را به ایمان آوردن مورد لطف قرار دهد. یکی را به خاطر پراکندگی دل عذاب کند و دیگری را به جمعآوری ارادههای خوب مورد رحمت قرار دهد. یکی را در تاریکی تدبیر بیندازد و دیگری را به شناخت تقدیر راهنمایی کند. یکی را به عشق به دنیا و دوری دنیا از او عذاب دهد و دیگری را به زهد و بیمیلی نسبت به دنیا و توجه دنیا به او رحمت کند. یکی را از خود دور کند و دیگری را به خود نزدیک کند و بر او رحمت بفرستد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.