پیر طریقت گوید: خدایا بهر صفت که هستم بر خواست تو موقوفم به هر نام که مرا خوانند به بندگی تو معروفم، تا جان دارم رخت از این کوی برندارم هر کس که توآن اوئی بهشت او را بنده است و آن کس که تو در زندگانی او هستی زنده جاوید است، خداوندا گفتار تو راحت دل است و دیدار تو زندگی جان، زبان به یاد تو نازد و دل به مهر وجان به عیان
خدایا اگر تو فضل کنی دیگران چه داد و چه بیداد و اگر تو عدل کنی فضل دیگران چون باد، خداوندا آنچه من از تو دیدم دو گیتی بیاراید شگفت آنکه جان من از تو نمی آساید
الهی چند نهان باشی وچند پیدا؟ که دلم حیران گشت و جان شیدا، تا کی در استتار و تجلی؟ کی بود آن تجلی جاودانی؟ خدایا چند خوانی و رانی؟ بگداختم در آرزوی روزی که در آنروز تو مانی تا کی افکنی و برگیری؟ این چه وعده است بدین درازی و بدین دیری؟
الهی این بوده وهست و بودنی، من به قدر و شأن تونادانم و سزای تو را نتوانم در بیچارگی خود گردانم، روز بروز بر زیانم چون منی چون بود؟ چنانم! از نگریستن در تاریکی به فغانم که خود بر هیچ چیز هست ما ندانم چشم بر روی دارم که تومانی و من نمانم، چون من کیست؟ ار آن روز به ببینیم اگر به بینیم بجان فدای آنم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن عشق و بندگی نسبت به خدا را به تصویر میکشد. نویسنده به راز و نیاز با خداوند میپردازد و میگوید که هرچه هست، به خواست خدا وابسته است. او به شگفتیهای زندگی و تأثیرات خداوند بر دل و جان انسان اشاره میکند و خواستار دیدار خداوند و درک نور اوست. همچنین، او از حس سردرگمی در جستجوی حقیقت و وجود خدا در زندگی سخن میگوید و آرزو دارد روزی به حقیقت نهایی دست یابد. در نهایت، اشتیاق برای درک و اتصال به خداوند، محور اصلی این بیان است.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: ای خدا، هر صفتی که دارم به خواست تو وابسته است و به هر نامی که مرا بنامند، من به بندگی تو شناخته میشوم. تا زمانی که زندهام، از این راه دور نخواهم شد. هر کس که تو در وجودش هستی، بهشت او را در بر دارد و کسی که تو در زندگیاش حضور داری، همیشگی و جاودانه خواهد بود. خداوند، سخنان تو تسکیندهنده دل هستند و دیدارت زندگیبخش جان. زبان به یاد تو شاد بوده و دل به محبت تو و جان به دیدار تو گشوده است.
هوش مصنوعی: ای خدا، اگر تو به من لطف کنی، دیگران چه خیر و چه شر برایم مهم نیست. و اگر تو به عدالت رفتار کنی، لطف دیگران بیفایده خواهد بود. خداوندا، آنچه من از تو دیدهام، دو دنیا را زیبا میکند. شگفتآور این است که جان من از تو آرام نمیگیرد.
هوش مصنوعی: خداوند، تو چقدر پنهان و چقدر پیدا هستی؟ دل من حیران شده و جانم در آشفتگی است. چه مدت باید در سایه و جلوهات باقی بمانم؟ آن تجلی ابدی کی خواهد بود؟ ای خداوند، تا چه زمانی میخوری و میگذاری؟ من در آرزوی روزی هستم که در آن روز فقط تو باشی. چه زمانی مرا رها خواهی کرد و چه زمانی مرا خواهی گرفت؟ این چه وعدهای است که اینقدر طولانی و دیرهنگام شده است؟
هوش مصنوعی: پروردگارا، تو همیشه و در هر زمان وجود داشتهای. من از شأن و مقام تو آگاهی ندارم و نمیتوانم حق تو را در نابسامانی خود برآورده کنم. روز به روز بر زحمات و دردهایم افزوده میشود. آیا من مثل این هستم؟ به قدری در تاریکی غوطهورم که نمیتوانم چیزی ببینم، اما چشمانم بر تو دوخته شده که تو هستی و من نیستم. اگر روزی تو را ببینم، جانم فدای آن دیدار خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.