پیر طریقت گوید: خدایا جلال عزت تو جای اشارت نگذاشت و محو و اثبات تو راه اضافت برداشت تا کم گشت آنچه بنده در دست داشت، خداوند از ان تو میفزود و زان رهی (بنده) می کاست تا آخر آن ماند که اول بود راست!
محنت همه در نهاد آب و گل ماست
پیش از دل و گل چه بود آن حاصل ماست
خداوند جبار و غفار اول بنده را در دریای کشف جلال به موج دهشت غرق کند تا در غلبه انس از خود رها شود تا جائی که تن صبر برنتابد و دل با عقل نپردازد و نظر تمیز را نپاید و بسان مستان بوادی دهشت سر درنهد تشنه و سرگردان گهی گریان گه خندان نه فراغتی که دل رمیده بازجوید ونه مساعدی که بخت خود با وی باز گوید و به زبان انکسار به صفت افتقار همی گوید: خداوندا این سوز ما امروز دردآمیز است نه طاقت سر بردن نه جای گریز است خدایا این چه تیغ است که چنین تیز است، نه جای آرام و نه جای پرهیز است، کریما منزل ما چنین دور است همراهان برگشتند که این کار غرور است گر منزل ما سرور است این انتظار سور است و این محنت بالای محنت نور علی نور است
باز به نظر لطف در میان جان بنده نگرد و بنده از آن سکر بهوش آید آرمیده الطاف عنایت و افروخته نور مشاهدت گردد، از خود باز رسته و دنیا و آخرت از پیش او برخاسته به نسیم انس زنده ویادگار ازلی دیده و شادی جاودان یافته گوید: خدایا، گاه از تو می گفتم و گاه می نیوشیدم و میان لطف تو و جرم خود می اندیشیدم و کشیدم آنچه کشیدم همه نوش گشت چون آوای تو شنیدم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پیر طریقت در این متن به جلال و عزت خداوند اشاره میکند و میگوید که انسان در وجود خود چیزی جز محنت و درد ندارد. او بیان میکند که خداوند بندگان خود را در دریای کشف جلال غرق میکند تا از خود رها شوند، ولی این حالت به شدت برای آنها طاقتفرساست. بندگان در این حال نه آرامش دارند و نه جایی برای فرار. آنها پیوسته درگیر احساسات متضاد هستند و از خداوند درخواست کمک میکنند تا از این درد و رنج رهایی یابند.
در پایان، پیر طریقت میگوید که وقتی نگاه خداوند به بندگان میافتد، آنها از حالت مستی به خود آمده و نور الهی را میبینند. بندگان در مییابند که با وجود تمام رنجها و دردها، در نهایت به لطف و رحمت خداوند دست یافته و احساس شادمانی و آرامش میکنند. آنها پی میبرند که تجربیات سختی که گذراندهاند، به زیبایی تبدیل شده و در حضور خداوند به شکرگزاری مشغول میشوند.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: خداوندا، عظمت و عزت تو سبب میشود که اشارت و نشانهای باقی نماند و وجود و عدم تو باعث میشود که هیچ چیزی به چیزی افزوده نشود. بنابراین، آنچه بنده در دست داشت کم میشود و خداوند به آن میافزاید و این روند باعث میشود که در نهایت، آنچه باقی میماند همان است که در ابتدا وجود داشت.
هوش مصنوعی: تمام رنجهایی که تجربه میکنیم از همان ابتدا در وجود ما نهفته است. قبل از اینکه دل و جمال ما به وجود بیاید، بچه تأثیری که داشتیم چه بوده است؟
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ و بخشنده، ابتدا بندهاش را در دریای عظمت خود غرق میکند تا از وابستگیهای دنیوی رها شود. به طوری که صبر او تمام میشود و دل و عقلش به یکدیگر نمیرسند. او در این حالت، نمیتواند نظری دقیق بگیرید و مانند مستها در دنیای هراسگین میافتد، همواره در تشنگی و سرگردانی، گاهی اشک میریزد و گاهی میخندد. نه آرامشی دارد که دلش دوباره تسکین یابد و نه کمکی که تقدیرش دوباره با او سخن بگوید. او به عنوان یک انسان زبون، با دلی پر از احساس، از خداوندش میگوید: "خداوندا، این درد و سوزی که امروز دارم بسیار جانکاه است. نه توان تحمل آن را دارم و نه راه فراری وجود دارد. خدایا، این چه سلاحی است که اینگونه بر من فرود آمده؟ نه جایی برای استراحت است و نه که بتوان به دوری آن فکر کرد. ای کریم، منزل ما چنین دور شده و همراهانم برگشتهاند که این کار مرا به غرور کشانده است. اگر منزل ما جایی برای آرامش است، این انتظار بخشی از شادی است و این رنج فراتر از رنجهای دیگر، نوری در نور است."
هوش مصنوعی: لطفاً بار دیگر به من نگاه کن و بگذار تا از غفلت بیدار شوم و الطاف تو را ببینم. وقتی به خودم میآیم و دنیا و آخرت را پشت سر میگذارم، در فضایی گرم و آشنا غرق میشوم و علت شادی ابدیام را در یاد تو مییابم. خدایا، گاهی درباره تو صحبت میکردم و گاهی صدای تو را میشنیدم و در کنکاش میان لطف تو و گناهانم، همه دردها و رنجهایم به زیبایی تبدیل شد وقتی صدای تو را شنیدم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.