پیر طریقت گوید: سبب ندیدن نادانی است اما با سبب ماندن شرک است، از سبب برگذر تا به مسبب رسی، در سبب دل مبند تا در خود برسی، عارف را نه چشم بر لوح است نه بر قلم نه بسته حوا است و نه اسیر آدم عطشی دارد دائم هر چند قدحها دارد مادام، ای مهیمن اکرم و ای مفضل ارحم یک بار قدح بازگیر تا این بیچاره برزند دم
لطیفه نوشته اند یوسف را دو چیز بحد کمال بود یکی حسن خلقت و دیگری علم و فطنت حسن خلقت جمال صورت است و علم و فطنت کمال معنی پس خداوند تقدیر چنین کرد که جمال وی سبب بلا گشت و علم او سبب نجات! تا عالمیان بدانند که علم نیکو به از صورت نیکو است
خدایا، من گاهی بخود نگرم گویم از من زارتر کیست؟ گاهی بتو نگرم گویم از من بزرگوارتر کیست؟
گاهی که به طینت خود افتد نظرم
گویم که من از هر چه در عالم بترم
چون از صفت خویشتن اندر گذرم
از عرش همی به خویشتن در نگرم
خداوندا شاد بدانم که اول من نبودم تو بودی، آتش یافتن با نور شناختن تو آمیختی از باغ وصال نسیم قرب تو انگیختی، باران فردانیت و وحدانیت برگرد بشریت تو ریختی به آتش دوستی آب و گل سوختی، تا دیده عارف به دیدار خود آموختی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، پیر طریقت به بیان نکاتی درباره شناخت و حقیقت وجود انسان میپردازد. او میگوید که نادانی باعث عدم دیدن حقیقت است و قرار گرفتن در دام علل و اسباب، انسان را از مسبب حقیقی باز میدارد. عارف حقیقی نه به ظواهر و نه به دنیا وابسته است و همیشه در تلاش برای نزدیکی به خداوند است.
وی داستان یوسف را مثال میزند که دو خصیصه مهم داشت: حسن خلقت و علم. حسن خلقت یعنی زیبایی ظاهری و علم به معنای کمال معنوی است. خداوند تقدیر کرده که زیبایی یوسف باعث مشکلات او شود، در حالی که علم او موجب نجاتش بوده تا بدانند که علم از زیبایی برتر است.
پیر طریقت در ادامه به خود و خداوند نگاه میکند. او از یک سو خود را در حقارت و زاری میبیند و از سوی دیگر در عظمت و بزرگی خداوند، یادآور میشود که منبع وجود او خداوند است و همه چیز از آنجا نشأت میگیرد. در نهایت، به مفاهیم عشق، دوستی و وحدت با خدا میپردازد و نقش آنها را در شناخت وجودیاش بازگو میکند.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: چیزی که باعث میشود انسان نادانی را نبیند، همان سبب است. اما اگر انسان در سبب بماند، باعث شرک میشود. از سبب فراتر برو تا به مسبب برسی. به سبب دل نبند تا به حقیقت واقعی خود برسی. عارف نه به لوح نگاه میکند، نه بر قلم، نه حواسش بسته است و نه در دام انسان است. او همیشه عطش دارد، حتی اگر همیشه در دستش جام باشد. ای بخشنده و مهربان، یک بار جام را به وی بده تا این بیچاره نفس تازه کند.
هوش مصنوعی: در افسانهها آمده است که یوسف دو ویژگی برجسته داشت: یکی زیبایی ظاهری و دیگری علم و هوش. زیبایی ظاهری به زیبایی صورت مربوط است و علم و هوش به درک عمیق و فهم مربوط میشود. خداوند خواسته است که زیبایی او باعث بروز مشکلاتی شود و علم او نیز موجب نجاتش گردد. هدف از این تقدیر الهی این است که مردم بفهمند که علم و دانش از زیبایی ظاهری ارزشمندتر است.
هوش مصنوعی: خدایا، گاهی به خودم نگاه میکنم و فکر میکنم که آیا کسی از من بدتر و زارتر وجود دارد؟ و گاهی به تو نگاه میکنم و میاندیشم که آیا کسی از من بزرگتر و محترمتر هم هست؟
هوش مصنوعی: گاهی که به درون خود نگاه میکنم، به این نتیجه میرسم که از هر چیزی در دنیا بدترم.
هوش مصنوعی: وقتی از ویژگیها و صفات خود عبور میکنم، حتی از مرتبهی عرش هم فراتر میروم و دوباره به درون خودم نگاه میکنم.
هوش مصنوعی: خداوندا، خوشحالم که من نخستین نبودهام و تو بودهای. آتش عشق و آگاهی از تو با هم ترکیب شدهاند. از باغ نزدیکی و وصال تو نسیمی به وجود آمد. باران یکتایی و وحدت تو بر بشر نازل شد. در آتش دوستی، آب و گل میسوزند، تا عارف بتواند دیدار تو را بیاموزد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.