پیر طریقت گوید: خدایا در این درگاه همه ما نیازمند روزی باشیم که قطره ای از شراب محبت بر دل ما ریزی تا که ما را بر آب و آتش برهم آمیزی ای بخت ما از دوست رستخیزی
من چه دانستم که دود، آتش داغ است من پنداشتم که هرجاآتشی است چراغ است! من چه دانستم که در دوستی کشته را گناه است و قاضی خصم را پناه است من چه دانستم که حیرت راه وصال تو است و تو را آنکس بیشتر جوید که غرق جمال تو است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، پیر طریقت از خداوند میخواهد که نعمت محبت را در دل همه انسانها بریزد تا آنها را به هم نزدیک کند. او بیان میکند که درک نکرده است که آتش دوستداشتن میتواند دردناک باشد و گمان میکرده است که هر آتش، نور و روشنی است. همچنین، او به اشتباهاتی که در دوستی و عشق مرتکب شده اشاره میکند و میافزاید که حیرت و جستجوی این عشق و وصال، نتیجهای ارزشمندتر دارد. در نهایت، او تأکید میکند که کسی که بیشتر در جستجوی معشوق است، به زیباییهای او غرق شده است.
هوش مصنوعی: پیر و استاد طریقت میگوید: خدایا، در این مکان همه ما به روزی نیاز داریم که قطرهای از شراب محبت بر دل ما بریزی تا بتوانیم در برابر سختیها و ناملایمات، مقاوم باشیم. ای بخت خوش ما، از دوست به ما زندگی و نجات بده.
هوش مصنوعی: من نمیدانستم که دود نشانهی آتش و گرماست، فکر میکردم هر جا که آتشی هست، فقط چراغی روشن است! نمیدانستم که در دوستی، کشته شدن گناه محسوب میشود و قاضی هم به طرف مقابل پناه میدهد. نمیدانستم که حیرت و شگفتی، راه رسیدن به توست و کسی تو را بیشتر جستجو میکند که به زیباییات غرق شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.