پیر طریقت گوید: خدایا یک چندی بیاد تو نازیدم آخر خود را رستخیز گزیدم چون من کیست که این کار را سزیدم اینم بس که صحبت تو ارزیدم خدایا نه جز از یاد تو دل است نه جز از یافت تو جان پس بی دل و بی جان زندگی کی توان؟
هوش مصنوعی: پیر طریقت در این شعر به خداوند عرض میکند که مدتها به یاد او زندگی کرده، اما اکنون به این نتیجه رسیده که باید روح خود را از دنیا برگیرد. او به این نکته اشاره میکند که بدون یاد خدا دل و جان فاقد معنا هستند و بنابراین زندگی بدون عشق و یاد خدا ممکن نیست.
برگردان به زبان ساده
# پیر طریقت گوید: خدایا یک چندی بیاد تو نازیدم آخر خود را رستخیز گزیدم چون من کیست که این کار را سزیدم اینم بس که صحبت تو ارزیدم خدایا نه جز از یاد تو دل است نه جز از یافت تو جان پس بی دل و بی جان زندگی کی توان؟
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: خدایا، مدتی به خودم میبالیدم و به یاد تو بودم، اما حالا ناگزیر شدهام که از خودم و ذاتم فاصله بگیرم. من کیستم که چنین کاری از من برآید؟ تنها دلیل من برای این کار، صحبت و ارتباط با توست. خدایا، هیچ چیزی جز یاد تو وجود ندارد و زندگی بدون دل و جان چه معنایی دارد؟
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پیر طریقت در این شعر به خداوند عرض میکند که مدتها به یاد او زندگی کرده، اما اکنون به این نتیجه رسیده که باید روح خود را از دنیا برگیرد. او به این نکته اشاره میکند که بدون یاد خدا دل و جان فاقد معنا هستند و بنابراین زندگی بدون عشق و یاد خدا ممکن نیست.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: خدایا، مدتی به خودم میبالیدم و به یاد تو بودم، اما حالا ناگزیر شدهام که از خودم و ذاتم فاصله بگیرم. من کیستم که چنین کاری از من برآید؟ تنها دلیل من برای این کار، صحبت و ارتباط با توست. خدایا، هیچ چیزی جز یاد تو وجود ندارد و زندگی بدون دل و جان چه معنایی دارد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.