پیر طریقت گوید: الهی دوستدار از زبان خاموش است ولی حالش همه زبان است و گر جان در سر دوستی کرد شاید که دوست او را بجای جان است غرق شده آب نبیند که گرفتار آن است به روز چراغ نیفروزند که روز خود چراغ جهان است
چون با خود نگرم و کردار خود بینم گویم از من زارتر کیست؟ و چون با تو نگرم و خود را در بندگی تو بینم گویم از من بزرگوارتر کیست؟
گاهی که به طینت خود افتد نظرم
گویم که من از هر چه در عالم بترم
چون از صفت خویشتن اندرگذرم
از عرش همی بخویشتن در نگرم
گاهی که بخود می نگرم همه سوز و نیاز شوم و گاهی که باو نگرم همه راز و ناز شوم چون بخود نگرم گویم:
پر آب دو دیده و بس آتش جگرم
بر باد دو دستم و پر از خاک سرم
چون به او نگرم گویم:
چه کند عرش که او غاشیه من نکشد
چون بدل غاشیه حکم و قضای توکشم
بوی جان آیدم از لب که حدیث تو کنم
شاخ عز رویدم از دل که بلای تو کشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید کسی که دوستدار خداست، نیاز به کلام ندارد زیرا حال او تمامی زبانها را بیان میکند. اگر کسی جان خود را برای عشق به خدا وقف کند، شاید او را بجای جانش دوست بدارد. انسان در عشق به خدا غرق میشود و ممکن است گرفتار آن شود، اما در این حالت، نور خداوند، چراغ وجود اوست.
زمانی که به خود نگاه میکند، خود را از همه مخلوقات زارتر میبیند و وقتی به خدای خویش نظر میکند، خود را بزرگوارتر از هر کسی احساس میکند. او بین طینت خود و صفات الهیاش در نوسان است. گاهی در عجز و نیاز به خود مینگرد و گاهی در راز و ناز الهی غرق میشود. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که حتی تمام دردها و رنجهایش در برابر عشق به خدا نادیده میشود و با وجود تمام زحمات، از عشق به خدا شیرینی میچشد.
هوش مصنوعی: پیر طریقت میگوید: کسی که عاشق خداست، ممکن است در کلام خاموش باشد، ولی حالات و احساسات او به اندازهای عمیق و پرحرف است که نیازی به کلام ندارد. اگر کسی جانش را در مسیر دوست داشتن فدای عشق کند، ممکن است به جای جان خود، آن عشق را در وجودش احساس کند. او از غرق شدن در دریای عشق آگاه نیست و مثل کسی است که نمیبیند در چه گرفتاریای است. همچنین، روز روشن و با نور، فراموش نمیشود، زیرا روز برای او همان نور و روشنی عالم است.
هوش مصنوعی: زمانی که به درون خود نگاه میکنم و رفتارهایم را میبینم، میگویم هیچ کس به زاری و بدبختی من نمیرسد. اما وقتی به تو نگاه میکنم و خودم را در مقام خدمت به تو میبینم، میگویم هیچ کس از من بزرگتر و باارزشتر نیست.
هوش مصنوعی: گاهی که به ذات و ویژگیهای درونیام توجه میکنم، به این نتیجه میرسم که من از هر چیزی در دنیا بدتر و ناپسندترم.
هوش مصنوعی: زمانی که از ویژگیهای خود عبور کنم، حتی از بلندای عرش هم به خودم نگاهی میاندازم.
هوش مصنوعی: گاهی که به خودم نگاه میکنم، احساس سوز و نیاز میکنم و گاهی که به او (یا دیگری) نگاه میکنم، احساس راز و لطافت پیدا میکنم. وقتی به خودم فکر میکنم، میگویم:
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک است و جگرم به شدت میسوزد. دو دستم بر باد رفته و سرم پر از خاک شده است.
هوش مصنوعی: به چه چیزی میتواند عرش آسمان کمک کند، وقتی که من به سرنوشت و قضا و قدر تو تسلیم شدهام و تحت سرپرستی تو هستم؟
هوش مصنوعی: از لبانم بوی زندگی میآید چون که درباره تو سخن میگویم و از درونم مانند شاخهای که به عشق تو رشد کرده، خود را آماده تحمل درد و مصیبتهای تو میکنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.