گنجور

 
 
گنجدان — صندوقچهٔ شعر کهن روی آیفون و اندروید و وب
خواجه عبدالله انصاری

چندان ناز است ز عشق تو در سر من

تا بر غلطم که عاشقی تو بر من

یا خیمه زند وصال تو بر در من

یا در سر کار تو شود این سر من

سنایی

گه یار شوی تو با ملامت‌گر من

گه بگریزی ز بیم خصم از بر من

بگذار مرا چو نیستی در خور من

تو مصلح و من رند نداری سر من

عین‌القضات همدانی

معشوق، مرا گفت نشین بر در من

مگذار درون آنکه ندارد سر من

آنکس که مرا خواهد گو: بیخود باش

این، درخور کس نیست مگر در خور من

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عین‌القضات همدانی
میبدی

چندان ناز است ز عشق تو در سر من

تا در غلطم که عاشقی تو بر من‌

یا خیمه زند وصال تو بر در من

یا در سر کار تو شود این سر من‌

رضی‌الدین نیشابوری

ناتافته از خط تو هرگز سر من

چون حلقه درمانده برون از در من

از بنده جنایتی نیامد لیکن

چون شیر شدی بهانه بستی بر من

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه