الهی غریب تو را غربت وطن است کی هرگز بخانه رسد کسی که غربت او را وطن است الهی مشتاق کشته دوستی و کشته دوست دیدار ترا کفن است
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
راهنمای نوار ابزار |
|
پیشخان کاربر |
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
اعلانهای کاربر |
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
لغزش به پایین صفحه |
|
لغزش به بالای صفحه |
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
نشان کردن شعر جاری |
|
ویرایش شعر جاری |
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
شعر یا بخش قبلی |
|
شعر یا بخش بعدی |
الهی غریب تو را غربت وطن است کی هرگز بخانه رسد کسی که غربت او را وطن است الهی مشتاق کشته دوستی و کشته دوست دیدار ترا کفن است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس غربت و دوری از وطن اشاره میکند و میگوید کسی که خود غربت را وطن میداند، هرگز به خانهاش نمیرسد. همچنین از اشتیاق خود به دوستی و دیدار معشوق صحبت میکند و اینکه تنها راه رسیدن به او، جان دادن در این عشق است.
هوش مصنوعی: خدای من، غم غربت تو به خاطر دوری از وطن است. چه کسی میتواند به خانه خود برگردد در حالی که غربت او به منزله وطنش تبدیل شده؟ خدایا، من مشتاق کشتهشدن در راه دوستیام و دیدار تو برایم به منزله کفن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.