الهی مشرب می شناسم اما وا خوردن نمی یارم، دل تشنه و در آرزوی قطره میزارم سقایه مرا سیراب نکند، من در طلب دریایم، بر هزار چشمه گذر کردم تا که دریا دریابم، در آتش عشق غریقی دیدی؟ من چنانم، در دریای تشنه ای دیدی؟ من آنم، راست بحیرت زده مانم که در بیابانم، فریادم رس که از بلائی به فغانم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تشنگی و آرزوی خود اشاره میکند. او از الهی مشرب میگوید و احساس خستگی و ناامیدی خود را در جستجوی سراب و حقیقت بیان میکند. در این مسیر، به رغم گذشتن از چشمهها، هنوز در پی دریایی است که او را سیراب کند. عشق او را به عمیقترین نقطه رنج میکشاند و او خود را در حالتی حیرت زده توصیف میکند، مانند کسی که در بیابان آتشین است و از بلای جانفرسای خود فریاد میزند.
هوش مصنوعی: من کسی را میشناسم که به معنویات علاقهمند است، اما نمیتوانم خود را تحت تاثیر قرار دهم. دل من تشنه است و در جستجوی یک قطره، در حالی که انتظار دارم کسی از من سیراب کند. اما من به دنبال دریا هستم و هزاران چشمه را پشت سر گذاشتهام تا بتوانم به دریا برسم. آیا تو کسی را دیدهای که در آتش عشق غرق شده باشد؟ من اینگونه هستم. آیا دریا را دیدهای که تشنه باشد؟ من همانطورم. من در حیرت و سرگردانیام، در حالی که در بیابان به سر میبرم و فریاد میزنم که در باطن از یک بلا در عذاب هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.