گفت عفریتی که تختش را به فن
حاضر آرم تا تو زین مجلس شدن
گفت آصف من به اسم اعظمش
حاضر آرم پیش تو در یک دمش
گرچه عفریت اوستاد سحر بود
لیک آن از نفخ آصف رو نمود
حاضر آمد تخت بلقیس آن زمان
لیک ز آصف نه از فن عفریتیان
گفت حمدالله برین و صد چنین
که بدیدستم ز رب العالمین
پس نظر کرد آن سلیمان سوی تخت
گفت آری گولگیری ای درخت
پیش چوب و پیش سنگ نقشکَند
ای بسا گولان که سرها مینهند
ساجد و مسجود از جان بیخبر
دیده از جان جنبشی واندک اثر
دیده در وقتی که شد حیران و دنگ
که سخن گفت و اشارت کرد سنگ
نرد خدمت چون به ناموضع بباخت
شیر سنگین را شقی شیری شناخت
از کرم شیر حقیقی کرد جود
استخوانی سوی سگ انداخت زود
گفت گرچه نیست آن سگ بر قوام
لیک ما را استخوان لطفیست عام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، مولانا به چارهجویی سلیمان در احضار تخت بلقیس از سرزمین سبا میپردازد. در ابتدا، عفریتی ادعا میکند که میتواند تخت بلقیس را به سرعت حاضر کند، اما آصف با استفاده از اسم اعظم خداوند، تخت را در یک لحظه میآورد. سلیمان از این معجزه شگفتزده میشود و بر قدرت خداوند اذعان میکند. سپس توجه سلیمان به تخت و موجوداتی که در آنجا هستند معطوف میشود و بر مسأله تسلیم و سرسپردگی در برابر قدرت الهی و آگاهی از واقعیت زندگی تأکید میکند. این شعر به مفاهیمی چون قدرت، معرفت و سادگی در عبادت اشاره دارد.
هوش مصنوعی: عفریتی گفت که اگر بخواهد میتواند تخت و جایگاهش را به خاطر تو آماده کند تا تو بتوانی در این مجلس حاضر شوی.
هوش مصنوعی: آصف به من گفت که با نام بزرگ و با عظمت خداوند میتوانم در یک چشم به هم زدن چیزی را به حضور تو بیاورم.
هوش مصنوعی: هر چند او استاد سحر و جادو است، اما قدرت او از نفخ (دمیدن) آصف سر چشمه میگیرد.
هوش مصنوعی: در آن زمان، تخت بلقیس با قدرت و شایستگی آصف به حضور آمد، نه با جادوگری عفریتیان.
هوش مصنوعی: شخصی از نعمتها و برکاتی که از سوی پروردگار جهانیان به او رسیده، سپاسگزاری میکند و بر این نعمتها و امتیازات که نصیبش شده، شکرگزاری میکند.
هوش مصنوعی: پس سلیمان به سمت تختش نگاه کرد و گفت: ای درخت، واقعاً تماشایی و فریبندهای!
هوش مصنوعی: قبل از چوب و سنگ، مجسمهسازی را آغاز کن. بسیاری از نادانها هستند که سرهای خود را به خطر میاندازند.
هوش مصنوعی: سجدهکننده و کسی که به او سجده میشود، هر دو از حقیقت وجود خود بیخبرند. در دل خود حرکتی اندک حس میکنند، اما در واقع از ذات حقیقی خود غافلند.
هوش مصنوعی: چشم وقتی که گیج و سردرگم میشود، به راحتی میتواند با اشارهای سنگین از خود سخن بگوید.
هوش مصنوعی: وقتی در بازی خدمت به دیگران منحرف شویم، دلیلی نمیشود که نتوانیم شخصیت واقعی خود را بشناسیم؛ زیرا در آن شرایط نیز، ماهیت واقعی دیگران نمایان میشود.
هوش مصنوعی: شیر واقعی به خاطر مهربانیاش، سریعاً استخوانی را به سمت سگ پرتاب کرد.
هوش مصنوعی: هرچند آن سگ به وفاداری نیست، اما برای ما محبت و لطفی وجود دارد که مانند استخوانی برای او ارزشمند است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.