ای پای دل ز زلفت در عنبرین سلاسل
زین عنبرین سلاسل مشکل خلاصی دل
آرد به هوش زنجیر آن را که گشت مجنون
زنجیر تو ربوده هوش هزار عاقل
هرگز نشد خیالت دور از مقابل جان
ما را خیالت آری با جان بود مقابل
گلها به وصف رویت رنگین رسایل آمد
کرده صبا تک و پو در نشر آن رسایل
دل ماند و آن زنخدان گرچه برآمدش جان
هاروت را چه امکان رستن از چاه بابل
حادی ز آب چشمم گل شد همه بیابان
بهر خدا که طی کن ذکر حبیب و منزل
در نظم و نثر جامی وصف تو گوید و بس
لله خیر ناظم لله در قائل



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف جذبه و زیبایی معشوق میپردازد و تمام وجود خود را تحت تأثیر او میبیند. زلف و سلاسل معشوق، دل را به زنجیر کشیده و عاقلان را نیز مجنون کرده است. خیالات معشوق هرگز از جان او دور نمیشوند و زیباییاش با گلها و نسیم مقایسه میشود. شاعر در میان اندوه و اشک، به یاد معشوق و ذکر او رنج میبرد و از شهر شاعرانه خود، به وصف او ادامه میدهد. در نهایت، او از مقام و هنر خود در بیان عشق به معشوق میگوید.
هوش مصنوعی: ای دل، تو که به زنجیرهای خوشبوی زلفت گرفتار شدهای، چه دشوار است رهایی از این زنجیرهای دلپذیر.
هوش مصنوعی: کسی که به هوش و فهم خود وابسته است، به راحتی تحت تأثیر عشق و جنون قرار میگیرد. وقتی که تنهایی و افکار زندگی معمولی را کنار بگذارد، عشق میتواند او را به حدی از خود بیخود کند که هزاران نفر با عقل و تفکر هم نتوانند به آن حالت برسند.
هوش مصنوعی: هیچگاه خیال تو از جلوی چشم ما دور نمیشود، زیرا این خیال تو همیشه در کنار جان ماست.
هوش مصنوعی: گلها به خاطر زیباییات، رنگین و خوشبو شدهاند. نسیم صبحگاهی تنها و بیپروا، در تلاش است تا این زیبایی را منتشر کند.
هوش مصنوعی: دل عاشق همچنان در محبت آن زن، اسیر مانده است. گرچه این عشق جانش را به خطر انداخته، اما همچنان مانند هاروت، از چاه بابل که نمادی از گرفتاری و سختی است، رهایی ندارد.
هوش مصنوعی: اشکهای من باعث رویش گلها در بیابان شد. به خاطر خدا، در راه محبوب و محل اقامت او، ذکرش را همیشه تکرار کن.
هوش مصنوعی: در شعر و نثر، تنها سخن از تو گفته میشود و همه چیز تنها به تو اختصاص دارد، زیرا خداوند بهترین شاعر و ناظر است و همۀ زیبا کلامیها به او تعلق دارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بفراخت رایت حق، برتافت روی باطل
الب ارسلان ثانی، شاه ارسلان طغرل
پر خار قهر بادا، چشم بدان که الحق
ملکی است بس برونق، شاهی است سخت عادل
هر دم عقاب فتنه، در خون خود بغلتد
[...]
ای در محیط عشقت، سر کشته نقطۀ دل
وی از جمال رویت، خوش گشته مرکز گل
زلف تو بر بنا گوش، ثعبان و دست موسی
خال تو بر نخدان ، هاروت و چاه بابل
دو رسته درّ دندان، چون از رخت بتابد
[...]
ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل
بر باد داده حسنت چون خاک خرمن گل
هم خط مشکبارت اثبات دور کرده
هم زلف تو دلایل آورده بر تسلسل
خطیست گرد لعلت یا طوطی شکر چین
[...]
زنجیر بند زلفت زد حلقه بر در دل
خیل خیال ماهت در دیده ساخت منزل
ای گل ز حسن رویت گشته خجل به صد رو
وی غنچه بر دهانت عاشق شده به صد دل
زلف و خط تو با هم هندوستان وطوطی
[...]
تا چند حال ما را آشفته داری ای دل
از زلف خوبرویان در بند و در سلاسل
تا چند باشم از غم شوریده حال و بی دل
تا چند باشی ای جان از حال بنده غافل
دل را ز دست دادم بی فکر الله الله
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.