شبی که دلبرم از بام همچو ماه برآید
ز جان سوخته ام صد هزار آه بر آید
به منزلی که گذشتی ز آب دیده ام، ای جان
هزار لاله خونین ز خاک راه برآید
ز پرده چون به در آیی برای دیدن رویت
هزار یوسف کنعان ز قعر چاه برآید
چه عشوه، و چه کرشمه، چه دلبریست که چشمت؟
همه به مردم مسکین بیگناه برآید
ز حال خسرو مسکین نظر دریغ مفرما
که کار ما ز تو، ای جان، به یک نگاه برآید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیبایی و دلبری معشوقهاش اشاره میکند و وصف حالتی را مینگارد که وقتی دلبر از بام همانند ماه نمایان میشود، آتش اشتیاقش زبانه میکشد. او از غم و اندوه ناشی از دوری و نگاههای فراموششده میگوید و میخواهد توجه معشوق را جلب کند. همچنین، شاعر به ویژگیهای چشمان معشوق اشاره میکند که تأثیر عمیقی بر عاشقان دارد و بر حال خسرو، شخصیت غمگین شعر، دلسوزی میکند و خواستار نگاهی از سوی معشوق است که بتواند درد و رنجش را تسکین دهد.
هوش مصنوعی: شب که محبوبم مانند ماه از بام خانهاش ظاهر شود، از دل سوختهام صد هزار آه بیرون خواهد آمد.
هوش مصنوعی: تو از منزل و مکانی عبور کردی که من در آنجا به شدت گریستهام. ای جان، چنانچه خون من بر روی زمین بریزد، هزاران لاله خونین از آن بر خواهند خواست.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت چهره شخصی اشاره دارد که وقتی از پشت پرده ظاهر میشود، دیگران را به یاد یوسف کنعانی میاندازد. یعنی به قدری زیباست که هزار یوسف از عمق چاه نیز برای دیدن او به سطح میآیند. زیبایی او چنان جاذبهای دارد که حتی کسانی که به دور افتادهند، در برابر آن مقاومتی ندارند و به سوی او میآیند.
هوش مصنوعی: چشمان تو چه زیبایی و جذابیتی دارد! همه این زیباییها بر دلهای بیگناه و درمانده مردم تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: از حال خسرو بیچاره دلنگرانی نکن که فقط یک نگاه تو، ای جان، میتواند به همه مشکلات ما پایان دهد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به بام خویش چو آن ماه کج کلاه برآید
نفیر و ناله من بر سپهر و ماه برآید
نگه تو داریش از سوز جان خلق، خدایا
چو او خرامد هر سو، هزار آه برآید
چو چشم سرخ کنم بر رخش، ز دیده رود خون
[...]
بر اوج حسن چو آن ترک کج کلاه بر آید
خروش عشق ز درویش و پادشاه برآید
چو طالعست ببینندگان ستاره ی روشن
بآفتاب رود همره و بماه برآید
چو خط و خال تو چند از برای سوختن من
[...]
به جز به روی تو کآن طرهای سیاه برآید
کسی ندیده که عقرب به برج ماه برآید
جریده بر صف مژگان او چه میزنی ای دل
گمان مبر که سواری به یک سپاه برآید
متاع حسن ز کف رایگان مده که شود گم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.