باز این عالم دیرینه جوان میبایست
برگ کاهش صفت کوه گران میبایست
کف خاکی که نگاه همهبین پیدا کرد
در ضمیرش جگر آلوده فغان میبایست
این مه و مهر کهن راه به جایی نبرند
انجم تازه به تعمیر جهان میبایست
هر نگاری که مرا پیش نظر میآید
خوش نگاریست ولی خوشتر از آن میبایست
گفت یزدان که چنین است و دگر هیچ مگو
گفت آدم که چنین است چنان میبایست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ناپایداری و تغییرات عالم میپردازد و بیان میکند که جهانی کهنه باید جوان شود و بار دیگر تحول یابد. او به زیباییهای ضمیر انسان و نیاز به فریاد و اعتراض در برابر سختیها و دردها اشاره میکند. با اشاره به کهن بودن مه و مهر، تأکید میکند که ستارگان جدید باید برای نوآوری جهانی درخشانتر شوند. همچنین، نوعی انتقاد به زیباییهای موجود و خواستهای برای زیبایی بهتر و عمیقتر در نظر دارد. در نهایت، شاعر به صحبتهای یزدان و آدم اشاره میکند که بر این حقیقت صحه میگذارد که وضعیت جهان همین است و قابل تغییر نیست.
هوش مصنوعی: دوباره این دنیا کهن باید جوان میشد و ویژگیهایش باید مانند صفتهای کوه سنگین تغییر میکرد.
هوش مصنوعی: در خاکی که همه توجهات را به خود جلب کرده، در باطنش درد و نالهای وجود دارد که باید فاش شود.
هوش مصنوعی: این ماه و خورشید قدیمی به جایی نمیرسند و برای بازسازی جهان به ستارههای جدید نیاز است.
هوش مصنوعی: هر فرد زیبایی که به چشمم میآید، زیباست، اما باید زیبایی بهتری از آن وجود داشته باشد.
هوش مصنوعی: خداوند فرمود که اوضاع به همین شکل است و هیچ چیز دیگری نگوید. آدم نیز پاسخ داد که این وضعیت همینگونه است و باید همینطور باشد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اختری خوشتر ازینم به جهان می بایست
خرد پیر مرا بخت جوان می بایست
به زمینی که به آهنگ غزل بنشینم
خاک گلبوی و هوا مشک فشان می بایست
بر نتابم به سبو باده ز دور آوردن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.