بیا بیا که توی جان جان جان سماع
هزار شمع منور به خاندان سماع
چو صد هزار ستاره ز تست روشن دل
بیا که ماه تمامی در آسمان سماع
بیا که جان و جهان در رخ تو حیرانست
بیا که بوالعجبی نیک در جهان سماع
بیا که بی تو به بازار عشق نقدی نیست
بیا که چون تو زری را ندید کان سماع
بیا که بر در تو شستهاند مشتاقان
ز بام خویش فروکن تو نردبان سماع
بیا که رونق بازار عشق از لب تست
که شاهدیست نهانی در این دکان سماع
بیار قند معانی ز شمس تبریزی
که باز ماند ز عشق لبش دهان سماع


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت و جذب معشوق میپردازد و او را به حضور در صحنه سماع و عشق فرا میخواند. او تأکید میکند که عشق و زیبایی در وجود معشوق نهفته است و بدون او هیچچیز در بازار عشق ارزش ندارد. شاعر همچنین به شگفتی و حیرت جان و جهان از جمال معشوق اشاره کرده و از او میخواهد که به میان عاشقان بیاید. در نهایت، او برای اشاره به عشق عمیق و معانی رمزی، از شمس تبریزی یاد میکند و به ضرورت حضور معشوق برای تکمیل لذتهای عاشقانه اشاره میکند.
هوش مصنوعی: بیا، بیا که تو روح و جان من هستی و در دل من نور و روشنی مانند هزار شمع است که به ساحت سماع (رقص و شادی معنوی) تعلق دارد.
هوش مصنوعی: دل من مانند صد هزار ستاره به روشنی توست. بیا که همگی زیبایی و معنویت در آسمان این شادی و رقص (سماع) به وسیله تو شکل گرفته است.
هوش مصنوعی: بیا که جانها و همه موجودات به زیبایی و چهرهٔ تو شگفتزدهاند. بیا که شگفتانگیزی تو در جهان معنایی عمیق دارد و توجه همه را جلب کرده است.
هوش مصنوعی: بی تو در عشق هیچ چیزی ارزش ندارد و هیچ چیزی برای خرید و فروش نیست؛ زیرا جایی که تو نیستی، مانند جواهری گرانبها وجود ندارد که در سماع (رقص و شادی) و اتصال به عشق دیده شود.
هوش مصنوعی: بیا و نگاه کن که مشتاقان در انتظار تو روی بامهای خود ایستادهاند و با شوقی فراوان حاضرند از تو درخواست کنند تا نردبانی که به روح و شور سماع (رقص و حال) مربوط میشود را پایین بیندازی.
هوش مصنوعی: بیا که زندگی و جذابیت عشق به وجود توست، زیرا تو شاهدی پنهان هستی که در این محل، جایی که عشق و شور و شوق وجود دارد، حضور داری.
هوش مصنوعی: شمس تبریزی، به عنوان نماد عشق و معرفت، معانی شیرین و پرمغزی را به ارمغان میآورد که به دست آوردن آنان از طریق کلام و عشق او، مانند قند شیرین است. این ابیات میگوید که لب او، که در واقع عشقش است، باعث میشود کلمات و معانی زیبا و دلنشین بیان شوند و دلتنگی و شوق را از عشق پر کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بیا بیا که تویی جان جان جان سماع
بیا که سرو روانی به بوستان سماع
بیا که چون تو نبودست و هم نخواهد بود
بیا که چون تو ندیدست دیدگان سماع
بیا که چشمه خورشید زیر سایه تست
[...]
قرار و صبر ندارند عاشقان سماع
همیشه بر سر کوچ است کاروان سماع
چو برق وباد مهیای بیقراری شو
که نیست اختر ثابت درآسمان سماع
چنان که صور قیامت محرک جانهاست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.