باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش
بازگشادیم خوش بال و پر جان خویش
باز سعادت رسید دامن ما را کشید
بر سر گردون زدیم خیمه و ایوان خویش
دیده دیو و پری دید ز ما سروری
هدهد جان بازگشت سوی سلیمان خویش
ساقی مستان ما شد شکرستان ما
یوسف جان برگشاد جعد پریشان خویش
دوش مرا گفت یار چونی از این روزگار
چون بود آن کس که دید دولت خندان خویش
آن شکری را که هیچ مصر ندیدش به خواب
شکر که من یافتم در بن دندان خویش
بیزر و سر سروریم بیحشمی مهتریم
قند و شکر میخوریم در شکرستان خویش
تو زر بس نادری نیست کست مشتری
صنعت آن زرگری رو به سوی کان خویش
دور قمر عمرها ناقص و کوته بود
عمر درازی نهاد یار به دوران خویش
دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین
رو رو ای دل بجو زر به حرمدان خویش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از ارتباط روحانی و خوشبختی که با نزدیک شدن به خدا و معشوق حقیقی خود تجربه میکند، سخن میگوید. او احساس میکند که به سرزمین شادی و خشنودی خود بازگشته و با جامعهای از مستان و دوستان صفا کرده است. سخنان یار او را به تفکر درباره خوشبختی و شکری که در زندگی به دست آورده و نیرو و قدرتی که از آن میگیرد، واداشته است. در نهایت، دل شاعر به یاد شمس دین تبریزی تپش میزند و او به جستجوی گنج واقعی در وجود خود ترغیب میشود.
هوش مصنوعی: دوباره به درگاه و حضور سلطان خود (خدا) بازگشتیم و با خوشحالی و شادی، جان و دلمان را به او تقدیم کردیم.
هوش مصنوعی: سعادت دوباره به ما روی آورد و به ما جانی تازه داد. ما در آسمان به بند خیمه و کاخ خود پرداختیم.
هوش مصنوعی: دیده دیو و پری از ما قدرت و سیادت را مشاهده کردند و هدهد جان دوباره به سوی سلیمان خود، که پیشوای اوست، بازگشت.
هوش مصنوعی: ساقی ما باعث شادی و خوشی ما شد و مانند باغی پر از شکر و لذت است. یوسف، که به زیباییاش مشهور است، از گیسوان درهمریختهاش برای ما رونق و دلانگیزی به ارمغان آورده است.
هوش مصنوعی: دیشب محبوبم از من پرسید در این روزگار چطورم و همچنین آن کسی را توصیف کرد که خوشبختیاش را میبیند و خوشحال است.
هوش مصنوعی: شکر خاصی که هیچ مصری (مردم مصر) در خواب هم آن را ندیدهاند، من در دندانهای خود پیدا کردهام. اشاره به لذت و شعف عمیقی است که شخص شاعر در درون خود احساس میکند.
هوش مصنوعی: ما بدون زر و ثروت نیز خوشحال و سرافراز هستیم و در عین بینظمی، بزرگ و باجلال محسوب میشویم. در سرزمین خود، از شیرینی و لذتها بهرهمند میشویم و در شکرستان خود، قند و شکر میخوریم.
هوش مصنوعی: زر، چیز نادری نیست و هر کسی میتواند آن را داشته باشد؛ اما مشتری واقعی به کسی میگویند که به هنر و مهارت زرگری و استخراج طلا از معدن بها میدهد و به سوی معدن خود، یعنی استعدادها و درون خود، توجه میکند.
هوش مصنوعی: عمر انسانها همچون دور قمر ناقص و کوتاه است، اما یار (شمس دین) عمر دراز و کامل را در برای خود به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: دل من در آرزوی شمسالدین، به تبریز رفت. ای دل، به دنبال گنج و طلای واقعی در وجود خودت باش.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
آیت بختت نمود از عز برهان خویش
سیرت زیبات یافت از خط سامان خویش
داد مرا جان تو باده ای از جان خویش
کفر مرا کرد گوهر ایمان خویش
حضرت او نیم شب گوید کای بوالعجب
هیچ مکن آشکار ،پنهان خویش
گرچه تو آلوده ای ،بنده ما بوده ای
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.