الا ای روی تو صد ماه و مهتاب
مگو شب گشت و بیگه گشت بشتاب
مرا در سایهات ای کعبه جان
به هر مسجد ز خورشیدست محراب
غلط گفتم که اندر مسجد ما
برون در بود خورشید بواب
از این هفت آسیا ما نان نجوییم
ننوشیم آب ما زین سبز دولاب
مسبب اوست اسباب جهان را
چه باشد تار و پود لاف اسباب
ز مستی در هزاران چَه فتادیم
برون مان میکشد عشقش به قلاب
چه رونق دارد از تو مجلس جان
زهی چشم و چراغ جان اصحاب
بخندد باغ دل زان سرو مقبل
بجوشد خون ما زین شاخ عناب
فتوح اندر فتوح اندر فتوحی
توی مفتاح و حق، مفتاحِ ابواب
ز نفط انداز عشق آتشینت
زمین و آسمان لرزان چو سیماب
بر مستانش آید می به دعوی
خلق گردد برانندش به مضراب
خمش کن ختم کن ای دل چو دیدی
که آن خوبی نمیگنجد در القاب



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر با ستایش محبوب خویش به وصف زیباییها و جلوههای عشق میپردازد. او به شب و روز و مکانهای مختلف اشاره میکند و میگوید که همه چیز در سایه وجود محبوبش معنا مییابد. مولانا عشق را چون قلابی میداند که او را از دنیا به سوی معشوق میکشد. در نهایت، او بر این باور است که زیبایی و خوبی واقعی فراتر از هر واژه و لقبی است و نمیتوان آن را در تعاریف گنجاند.
هوش مصنوعی: ای چهرهات مانند صد ماه و مهتاب است، پس نگو که شب شده و وقت خواب است، با عجله بیا!
هوش مصنوعی: من در سایهٔ تو ای کعبهٔ دل در هر مسجدی احساس نور و روشنایی میکنم، گویی محراب آنجا از تابش خورشید پر شده است.
هوش مصنوعی: من اشتباه گفتم که در مسجد ما، خورشید در بیرون در است.
هوش مصنوعی: ما از این هفت آسیاب، نانی نمیخواهیم و از آن نخواهیم نوشید، آب ما از این چشمههای سبز است.
هوش مصنوعی: علت و منبع همه چیزها در جهان تنها اوست، پس چه اهمیتی دارد که علتهای ظاهری و ناپایدار را به رخ بکشیم؟
هوش مصنوعی: در حالت مستی و شور ، در هزاران مشکلات و موانع گرفتار شدیم و عشق او ما را به سوی خود میکشد، مانند قلابی که ما را به دام میاندازد.
هوش مصنوعی: مجلس تو با وجودت جانی دوباره میگیرد و حال و هوایی تازه میشود. تو نور چشم و روشنیبخش روح دوستان هستی.
هوش مصنوعی: به خاطر دیدن آن سرو خوشبر و برگ، دل باغ ما شاد میشود و بخندد. همچنین، به خاطر زیباییهایش، احساس شور و شعف در خون ما بهجوش میآید.
هوش مصنوعی: درهای پیروزی و دستاوردها بر روی تو باز است و تو کلید این درها را در دست داری، چه اینکه حقیقت و علم به تو این امکان را میدهد تا به هر در که میخواهی وارد شوی.
هوش مصنوعی: از عشق تو آتشهایی به پا شده که زمین و آسمان را به تلاطم و لرزش درآورده است، مانند جیوهای که همواره در حال حرکت است.
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب برای سرمستها به گونهای است که گویا به خاطر آن، مردم به دنبال او میروند و او را با ضربههای ساز میرانند.
هوش مصنوعی: ای دل، اگر دیدی که آن خوبی و زیبایی در نامها و عناوین نمیگنجد، سکوت کن و این موضوع را پایان بده.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
به خزّ و قاقُم و سِنّور و سَنجاب،
به زیورهای نَغز و دُرِّ خوشاب،
به وقت خوشدلی چون شمعِ پُرتاب
دهن پُر خنده داری دیده پر آب
چو باز آمد ازان حضرة با شتاب
هنوزش گرم بود آن جامهٔ خواب
عدوک من صدیقک مستفاد
فلا تستکثرن من الصحاب
فإن الداء أکثر ماتراه
یکون من الطعام أو الشراب
بدان زنده دلان کاندر تف و تاب
نخفتند از غمت، تا آخرین خواب
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.