چها که می کشم از دست بخت خفتهٔ خویش
که هر چه می کنم از خواب بر نمی خیزد
به آتش افکنمش ور به آبش اندازم
ورش بباد دهم خاک بر سرم بیزد
چه طالعی ست که دیرینه دوستان مرا
به دشمنی من از هر طرف برانگیزد
به هر رفیق، که از مهر می شوم نزدیک
ز من چو آهوی صیاد دیده بگریزد
اگر میانجی روزی شوم میان دو خصم
یکی نهد دگری را و در من آویزد
اگر ز صنعت خود پیش کس کنم سخنی
ترش نشیند و با من به خشم بستیزد
کتاب شعر مرا کس به نیم جو نخرد
به جای شعر، گر از خامه ام گهر ریزد
به حیرتم از این بخت واژگون که چرا؟
مرا سرشک، به خون جگر بیآمیزد
مگر که حضرت روح القدس کند مددی
که بخت خفتهٔ ترکی ز خواب برخیزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این متن از دردها و ناکامیهایش ناشی از سرنوشت و بخت بد خود صحبت میکند. او از این که تلاشهایش نتیجهای نمیدهد و بختش به خواب رفته، ناامید است. شاعر به آتش زدن بخت یا غرق کردن آن فکر میکند، اما هنوز این وضعیت وی را آزار میدهد. او از طالع بد خود شکایت دارد که دوستانش را به دشمنی تبدیل کرده و نمیتواند به کسی نزدیک شود؛ زیرا همه از او فرار میکنند. حتی در تلاش برای صلح میان دشمنان، خودش مورد تهمت قرار میگیرد. او از استعداد خود ناامید است و احساس میکند که هیچکس آثارش را نمیفروشد. در نهایت، او در شگفتی از بخت بد و غم عمیق خود است و امیدوار است که الهام الهی به او کمک کند تا بختش تغییر کند.
هوش مصنوعی: من از شانس بد خود چه زجرها که میکشم، چون هر چه تلاشی میکنم، هیچ نشانهای از بیداری و تغییر در آن نمیبینم.
هوش مصنوعی: من او را به آتش میزنم یا به آب میسپارم، یا به باد میدهم. اما اگر چنین کنم، سر خودم را به خاک میزنم و دیگر نمیتوانم خود را ببخشم.
هوش مصنوعی: چه سرنوشتی دارم که دوستان قدیمیام را از هر سو به دشمنی با من وادار میکند.
هوش مصنوعی: هرگاه به دوستی که به او محبت دارم نزدیک میشوم، او مانند آهویی که از شکارچی میگریزد، از من دور میشود.
هوش مصنوعی: اگر روزی به عنوان واسطه میان دو دشمن قرار گیرم، یکی از آنها را تحقیر کند و دیگری را در آغوش بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر در مورد هنر و مهارتهای خود با کسی صحبت کنم، ممکن است او ناراحت شود و به من خشمگین شود.
هوش مصنوعی: کتاب شعر من را هیچکس به قیمت ناچیزی نمیخرد، حتی اگر از قلم من، جواهرات نابی بریزد.
هوش مصنوعی: از کجای این سرنوشت عجیب و غریب تعجب کنم؟ چرا که اشکهای من به خون دلام آمیخته شده است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تنها در صورتی میتوان امید به بهبود وضعیت و بیداری از خواب غفلت داشت که حضرت روحالقدس، به عنوان نماد الهام و هدایت الهی، یاری دهد. در غیر این صورت، شانس و اقبال که در اینجا به تعبیر خوابیدهای تشبیه شده، همچنان در خواب و غفلت خواهد ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه رنگهاست که آن شوخ دیده نامیزد
که تا مگر دلم از صحبتش بپرهیزد
گهی ز طیره گری نکتهای دراندازد
گهی به بلعجبی فتنهای برانگیزد
به هیچ وقت به بازی کرشمهای نکند
[...]
ز طبع پاک قوامی حدیث خوش خیزد
از این بود که ز هر ناخوشی بپرهیزد
اگرچه جنس نباشد گریزد از ناجنس
چو عندلیب که با عنکبوت نامیزد
خدایگانا دانی که تیغ اندیشه
[...]
سحرگهان که صبا نافۀ ختن بیزد
زمانه عنبر و کافور بر هم آمیزد
بگسترند عروسان باغ دامن خویش
چو ابر برسرشان ز استین گهر ریزد
خیال دوست چو در چشم خفتگان بزند
[...]
چنین که غمزهٔ تو خون خلق میریزد
عجب نباشد اگر رستخیز انگیزد
فتور غمزهٔ تو صدهزار صف بشکست
که در میانه یکی گرد برنمیخیزد
ز چشم جادوی مردافگن شبه رنگت
[...]
کسی که هم چو من از پیش یار بگریزد
سزا همین بودش کز دو دیده خون ریزد
غبارناکم از او ور نه بیم دشمن نیست
که مبتلای حبیب از بلا نپرهیزد
ضرورت است گرفتار عشق را که جفا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.