گنجور

 
ترکی شیرازی

روزش چو شب است و شب، شب اول قبر

هرکس که به خانه، زن زشتی دارد

یک روز خوشی به خود نبیند هرگز

کو همسر زشت بد سرشتی دارد

در مزرع دهر با چنین همسر زشت

حقا که عجب زرعی و کشتی دارد

گر سر بنهد به بالش زر گویا

در زیر سرش نپخته خشتی دارد

با همچو زنی اگر شبی روز کند

شک نیست که آزار خنشتی دارد

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
مجد همگر

با خوت که آدمی سرشتی دارد

با بوت که صد گل بهشتی دارد

با خوبی و نیک عهدی و آزادی

با بنده چو بدکنی نه زشتی دارد

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه