گنجور

 
۱
۲
 

حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۹

 

دادگرا تو را فلک جرعه کش پیاله باد

دشمن دل سیاه تو غرقه به خون چو لاله باد

ذروهٔ کاخ رتبتت راست ز فرط ارتفاع

راهروان وهم را راه هزار ساله باد

ای مه برج منزلت چشم و چراغ عالمی

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷

 

در دیرِ مغان آمد، یارم قدحی در دست

مست از می و میخواران از نرگسِ مستش مست

در نعلِ سمندِ او شکلِ مهِ نو پیدا

وز قدِ بلندِ او بالایِ صنوبر، پست

آخر به چه گویم هست از خود خبرم، چون نیست

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳

 

رویِ تو کس ندید و هزارت رقیب هست

در غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست

گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست

چون من در آن دیار هزاران غریب هست

در عشق، خانقاه و خرابات فرق نیست

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵

 

خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بی چیزی نیست

تابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بی چیزی نیست

از لبت شیر روان بود که من می‌گفتم

این شکر گِردِ نمکدانِ تو، بی چیزی نیست

جان درازیِ تو بادا که یقین می‌دانم

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵

 

شربتی از لبِ لعلش نچشیدیم و بِرَفت

رویِ مَه پیکرِ او سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبتِ ما نیک به تنگ آمده بود

بار بربست و به گَردش نرسیدیم و برفت

بس که ما فاتحه و حرزِ یمانی خواندیم

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳

 

روز وصلِ دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران، یاد باد

کامم از تلخیِ غم چون زهر گشت

بانگِ نوشِ شادخواران یاد باد

گر چه یاران فارِغَند از یادِ من

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳

 

بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد

که تابِ من به جهان، طُرِّهٔ فلانی داد

دلم خزانهٔ اسرار بود و دستِ قضا

درش بِبَست و کلیدش به دل‌سِتانی داد

شکسته‌وار به درگاهت آمدم، که طبیب

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲

 

به آبِ روشنِ می عارفی طهارت کرد

عَلَی الصَّباح، که میخانه را زیارت کرد

همین که ساغرِ زَرّینِ خور، نهان گردید

هِلال عید به دورِ قدح اشارت کرد

خوشا نماز و نیازِ کسی که از سرِ درد

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰

 

دلبر بِرَفت و دلشدگان را خبر نکرد

یادِ حریفِ شهر و رفیقِ سفر نکرد

یا بختِ من طریقِ مروت فروگذاشت

یا او به شاهراهِ طریقت گذر نکرد

گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲

 

دوستان دخترِ رَز توبه ز مستوری کرد

شد سویِ محتسب و کار به دستوری کرد

آمد از پرده به مجلس عَرَقَش پاک کنید

تا نگویند حریفان که چرا دوری کرد

مژدگانی بده ای دل که دگر مطربِ عشق

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳

 

گل بی‌رخِ یار خوش نباشد

بی‌باده بهار خوش نباشد

طَرفِ چمن و طوافِ بستان

بی‌لاله‌عذار خوش نباشد

رقصیدن سرو و حالتِ گُل

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳

 

دست از طلب ندارم تا کامِ من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید

بنمای رخ که خَلقی والِه شَوَند و حیران

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱

 

شبِ وصل است و طی شد نامهٔ هَجر

«سلامٌ فیهِ حَتّی مَطْلَعِ الفَجْر»

دلا در عاشقی ثابت‌قدم باش

که در این رَه نباشد کار بی‌اجر

من از رندی نخواهم کرد توبه

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱

 

درآ که در دلِ خسته توان درآید باز

بیا که در تنِ مُرده رَوان درآید باز

بیا که فُرقَتِ تو چشمِ من چُنان در بست

که فتحِ بابِ وصالت مگر گشاید باز

غمی که چون سپهِ زنگ، مُلکِ دل بگرفت

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱

 

عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاسته‌ام

وز خدا دولتِ این غم به دعا خواسته‌ام

عاشق و رِند و نظربازم و می‌گویم فاش

تا بدانی که به چندین هنر آراسته‌ام

شَرمَم از خرقهٔ آلودهٔ خود می‌آید

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۳

 

چندان که گفتم غم با طبیبان

درمان نکردند مسکین غریبان

آن گل که هر دم در دست بادیست

گو شرم بادش از عندلیبان

یا رب امان ده تا بازبیند

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶

 

صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن

زان پیش‌تر که عالم فانی شود خراب

ما را ز جام بادهٔ گلگون خراب کن

خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶

 

از خون دل نوشتم، نزدیک دوست نامه

«اِنّی رَأیتُ دَهراً، مِن هَجْرِکَ القیامه»

دارم من از فراقش، در دیده صد علامت

لَیسَت دُموعُ عَینی، هٰذا لَنا العلامه؟

هر چند کآزمودم، از وی نبود سودم

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲

 

مخمور جام عشقم، ساقی بده شرابی

پُر کن قدح که بی مِی، مجلس ندارد آبی

وصف رخ چو ماهش، در پرده راست نآید

مطرب بزن نوایی، ساقی بده شرابی

شد حلقه، قامت من، تا بعد از این رقیبت

[...]

۶ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱

 

چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی؟

که حال ما نه چنین بودی ار چنان بودی

بگفتمی که «چه ارزد نسیم طرهٔ دوست؟»

گرم به هر سر مویی هزار جان بودی

برات خوش‌دلی ما چه کم شدی یا رب

[...]

۶ بیت
حافظ
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۲۷