گنجور

 
۱
۲
۳
 

حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۴

 

دل مَنِه بر دُنیی و اسبابِ او

زآن‌که از وی، کَس وفاداری ندید

کَس عسل بی‌نیش از این دُکّان نخورد

کَس رُطَب بی‌خار از این بُستان نچید

هرکه ایّامی چراغی برفروخت

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹

 

رونق عهد شباب است دگر بُستان را

می‌رسد مژدهٔ گل بلبل خوش‌الحان را

ای صبا گر به جوانان چمن باز رَسی

خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

گر چنین جلوه کند مغبچهٔ باده‌فروش

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱

 

ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما

مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما

ما در پیاله عکس رخِ یار دیده‌ایم

ای بی‌خبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵

 

ای شاهد قدسی، کِه کَشَد بند نقابت؟

وی مرغ بهشتی، که دهد دانه و آبت؟

خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز

کآغوشِ که شد منزل آسایش و خوابت؟

درویش نمی‌پرسی و ترسم که نباشد

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲

 

چو بشنوی سخنِ اهلِ دل، مگو که خطاست

سخن‌شناس نه‌ای جان من خطا این جاست

سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید

تبارک الله ازین فتنه‌ها که در سرِ ماست

در اندرونِ منِ خسته‌دل ندانم کیست

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳

 

خلوت گُزیده را به تماشا چه حاجت است

چون کوی دوست هست به صحرا چه حاجت است

جانا به حاجتی که تو را هست با خدا

کآخِر دمی بپرس که ما را چه حاجت است

ای پادشاهِ حُسن خدا را بسوختیم

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹

 

باغِ مرا چه حاجتِ سرو و صنوبر است؟

شمشادِ خانه‌پرورِ ما از که کمتر است؟

ای نازنین‌پسر، تو چه مذهب گرفته‌ای؟

کِت خونِ ما حلال‌تر از شیرِ مادر است

چون نقشِ غم ز دور بِبینی شراب خواه

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶

 

بنال بلبل اگر با مَنَت سرِ یاریست

که ما دو عاشق زاریم و کارِ ما زاریست

در آن زمین که نسیمی وزد ز طُرِّهٔ دوست

چه جایِ دم زدنِ نافه‌های تاتاریست

بیار باده که رنگین کنیم جامهٔ زرق

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷

 

حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفت

آری، به اتفاق، جهان می‌توان گرفت

افشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد شمع

شُکرِ خدا، که سِرِ دلش در زبان گرفت

زین آتشِ نهفته که در سینهٔ من است

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸

 

شنیده‌ام سخنی خوش که پیرِ کنعان گفت

«فِراق یار، نه آن می‌کند که بتوان گفت»

حدیثِ هولِ قیامت که گفت واعظِ شهر

کنایتی‌ست که از روزگارِ هجران گفت

نشانِ یارِ سفرکرده از کِه پُرسم باز؟

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰

 

ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت

بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت

حیف است طایری چو تو در خاک‌دانِ غم

زین جا به آشیانِ وفا می‌فرستمت

در راهِ عشق مرحلهٔ قُرب و بُعد نیست

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱

 

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

تا دامنِ کفن نکشم زیرِ پایِ خاک

باور مکن که دست ز دامن بدارمت

محرابِ ابرویت بنما تا سحرگهی

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱

 

شراب و عیش نهان چیست؟ کارِ بی‌بنیاد

زدیم بر صفِ رندان و هر چه بادا باد

گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن

که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد

ز انقلابِ زمانه عجب مدار که چرخ

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵

 

شاهد آن نیست که موییّ و میانی دارد

بندهٔ طلعتِ آن باش که آنی دارد

شیوهٔ حور و پری گرچه لطیف است ولی

خوبی آن است و لطافت که فُلانی دارد

چشمهٔ چشمِ مرا ای گلِ خندان دریاب

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷

 

روشنیِ طلعتِ تو ماه ندارد

پیشِ تو گُل، رونقِ گیاه ندارد

گوشهٔ ابرویِ توست منزلِ جانم

خوشتر از این گوشه، پادْشاه ندارد

تا چه کُنَد با رخِ تو دودِ دلِ من

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸

 

نیست در شهر نگاری که دلِ ما بِبَرَد

بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد

کو حریفی کَشِ سرمست که پیشِ کرمش

عاشقِ سوخته دل نامِ تمنا ببرد

باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰

 

سحر بلبل حکایت با صبا کرد

که عشقِ رویِ گل با ما چه‌ها کرد

از آن رنگِ رُخَم، خون در دل افتاد

وز آن گلشن، به خارم مبتلا کرد

غلامِ همتِ آن نازنینم

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶

 

دست در حلقهٔ آن زلفِ دوتا نتوان کرد

تکیه بر عهدِ تو و بادِ صبا نتوان کرد

آن‌چه سعی است، من اندر طلبت بنمایم

این قَدَر هست که تغییرِ قضا نتوان کرد

دامنِ دوست به صد خونِ دل افتاد به دست

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳

 

سال‌ها دل طلبِ جامِ جم از ما می‌کرد

وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا می‌کرد

گوهری کز صدفِ کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگانِ لبِ دریا می‌کرد

مشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوش

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 

حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴

 

راهی بزن که آهی بر سازِ آن توان زد

شعری بخوان که با او رَطلِ گران توان زد

بر آستانِ جانان گر سر توان نهادن

گلبانگِ سربلندی بر آسمان توان زد

قَدِّ خمیدهٔ ما سهلت نماید اما

[...]

۱۰ بیت
حافظ
 
 
۱
۲
۳
 
تعداد کل نتایج: ۵۰