گنجور

غزل ۳۰

 
سعدی
سعدی » مواعظ » غزلیات
 

هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود

هر براهیم به درگاه تو ادهم نشود

با یزیدی و جنیدش بیاید تجرید

ترک و تجرید مشایخ به تو معلم نشود؟

آنچه در سر ضمایر بودش شیخ کبیر

هر کسی در سر اسرار مفهم نشود

تا ز دنیا نکند ترک سلاطین جهان

سالک راه و گزین همه عالم نشود

ترک دنیا نکنی نعمت عقبی طلبی؟

این دو عالم به تو یک‌جای مسلم نشود

گر خردمندی از اوباش جفایی بیند

شادمان گردد و دیگر به سر غم نشود

سنگ بدگوهر اگر کاسهٔ زرین شکند

قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود

سعدیا گر به تو در دست به درمان برسی

هر که دردی نکشد لایق مرهم نشود؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسین عشیری نوشته:

بیت ۲:بایزیدی و جنیدیش بباید تجرید درسته،بایزید و حلاج دوتن از عرفای مشهورن

علی نوشته:

بیت آخر اشکال ویرایشی دارد که خواننده را گمراه می کند. صحیح آن به این شرح است:
سعدیا گر به تو دردست به درمان برسی
هر که دردی نکشد لایق مرهم نشود؟

دکتر ترابی نوشته:

بیت آخر به گمانم بدین صورت درست تر مینماید:

سعدیا، گر به تو دردیست ( درد است) به درمان برسی.
آنکه دردی نکشد، لایق مرهم نشود.
والله اعلم…

کانال رسمی گنجور در تلگرام