غزل ۴۵۰
بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد
داند که سخت باشد قطع امیدواران
با ساربان بگویید احوال آب چشمم
تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت
گریان چو در قیامت چشم گناهکاران
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد
از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
چندین که برشمردم از ماجرای عشقت
اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران
سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل
بیرون نمیتوان کرد الا به روزگاران
چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت
باقی نمیتوان گفت الا به غمگساران



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
س. ص. نوشته:
بیت اول، مصرع دوم:
کز سنگ “ناله” خیزد . . .
با تشکر.
—
پاسخ: «ناله» به جای «گریه» جایگزین شد و «گریه» به عنوان بدل اضافه شد.
مهوش نوابی نوشته:
در مورد کلمۀ الا در مصرع دوم بیت هفتم:
۱/ بعضی آن را حتی می دانند. نمی دانم کدامیک درست است.
۲/ به نظر من کلمۀ الا باید با “ی” نوشته شود مثل “حتی” و بر روی “ی” الف مقصوره گداشته شود که البته من جای آن را در کامپیوتر نمیدانم وگرنه بر بالای “ی” می گذاشتم.
با سپاس
حمیدرضا نوشته:
@مهوش نوابی:
کلمهی «الّا» به معنی «مگر» و «به جز» را خود عربها هم الا مینویسند، «الی» کلمهی دیگری است که تشدید ندارد و معنیش «به سوی» میشود.
ناشناس نوشته:
در بیت هفتم به جای واژه ی «الا»بایدواژه «حتی» گذاشت.زیرا عشق با گذشت روزگاران از دل پاک نمی شود.
سعدی خود میگوید:
عشق داغی است که تا مرگ نیاید نرود
هر که بر چهره از این داغ نشانی دارد
darya نوشته:
لازم بذکرست که استاد شفیعی کدکنی در شعر خود بجای الا حتی گذاشته اند و این بیت را با کلمه اخیر آورده اند…
دوستانی که از عبارت بعضی استفاده کردنه اند باید بجای آن نام استاد کدکنی را میاوردند.اینگونه صحیحترست.