گنجور

غزل ۴۲۴

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم

کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم

بپرس حال من آخر چو بگذری روزی

که چون همی‌گذرد روزگار مسکینم

من اهل دوزخم ار بی تو زنده خواهم شد

که در بهشت نیارد خدای غمگینم

ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی

که بی وجود شریفت جهان نمی‌بینم

چو روی دوست نبینی جهان ندیدن به

شب فراق منه شمع پیش بالینم

ضرورتست که عهد وفا به سر برمت

و گر جفا به سر آید هزار چندینم

نه هاونم که بنالم بکوفتی از یار

چو دیگ بر سر آتش نشان که بنشینم

بگرد بر سرم ای آسیای دور زمان

به هر جفا که توانی که سنگ زیرینم

چو بلبل آمدمت تا چو گل ثنا گویم

چو لاله لال بکردی زبان تحسینم

مرا پلنگ به سرپنجه‌ای نگار نکشت

تو می‌کشی به سرپنجه نگارینم

چو ناف آهو خونم بسوخت در دل تنگ

برفت در همه آفاق بوی مشکینم

هنر بیار و زبان آوری مکن سعدی

چه حاجتست بگوید شکر که شیرینم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

پرویز نوشته:

واقعاً که سعدی شیرین سخن است ؛ روح اش شاد و یاد اش گرامی باد که با هر غزل اش نشاط می آفریند.

ناشناس نوشته:

یک نکته در مورد بیت اخر.شکر نیز چون شیرین نام معشوقه دیگر خسو پرویز است. با این توضیح ایهام در هر دو کلمه معنی بیت را بسیار فراتر برد ,
ارادتمند, فروتن,

حسین نوشته:

خیر در بیت آخر ایهام.وجود ندارد. برای ایهام باید هر دو معنی از بیت مفهوم گردد.در حالی که معنی شیرین خانم و شکر خانم (!!) اصلا نمیتواند تناسبی با مفهوم بیت داشته باشد.

فروتن نوشته:

دوست گرامی شما معنی ایهام را نمیدانید . وهمچنین معنی ابهام را لطفا از کتاب فنون بلاغت جلال همایی , ویا حدایق السحر رشید وطواط اول معنی ایهام ایهام را بیاموزید سپس به اظهار نظر بپردازید. برپهنه در یا نتوان مشق شنا کرد. کسی حق دارد در باره سعدی حرف بزند که کمی صنایع لفظی و معنوی را مطالعه کرده باشد.

امین نوشته:

درود به جناب فروتن عزیز، ولی حرف حسین در مورد نبودن ایهام در بیت آخر درسته. کتابهایی که نام بردید رو احتمالا باید دوباره یه نگاه مجدد بیاندازید که خدای نکرده در مورد معنی ایهام سوء تفاهمی براتون پیش نیومده باشه

احمد رحمت بر نوشته:

بیت ۱۰:
«مرا پلنگ به سر پنجه ای نگار نکشت» بهتر است بین سر و پنجه فاصله گذاشته شود تا نادرست خوانده نشود. در نسخه چاپی زیر نیز این نیز فاصله لحاظ شده است:
کلیات سعدی از روی نسخه تصحیح شده محمدعلی فروغی، نشر ققنوس، ۱۳۶۶

ذبیح اله رنجبر نوشته:

ایهام تناسب در واژه های شکر و شیرین وجود دارد

علی اکبر نوشته:

حقیقتا کلام شیخ بسیار زیباست و لذت بخش

سینا نوشته:

پیشنهاد میکنم اجرای این شعر رو با صدای زیبای افتخاری در آلبوم آتش دل از دست ندهید

سام نوشته:

واژۀ «شکر» در صورتی می‌تواند محل ایهام تناسب باشد که معنای مورد نظر واژۀ «شیرین»، معشوقۀ فرهاد باشد نه مزۀ معروف. مراد سعدی در بیت مورد نظر که عرصۀ بحث و جدال دوستان شده، آن است که مزۀ شیرینی در شکر ذاتی است و این تمثیلی است برای بیان فصاحت و بلاغت خدادادی شاعر شیرین سخن. پس بیت از ایهام تناسب پیراسته است چون ایهام تناسب آن است که واژۀ ایهام‌دار در معنی غیر مورد نظر با لفظ یا الفاظی در کلام تناسب داشته باشد؛ حال آنکه در این بیت شکر و شیرین در معنی مادۀ سفید و مزۀ معروف هستند.
البته بدیع‌دانان معاصر دایرۀ ایهام را بسی فراتر برده‌اند و حتی برای ایهام تناسب نیز گونه‌هایی در نظر گرفته‌اند. گویا نخستین بار دکتر انوری در کتاب «یک قصه بیش نیست» به گونۀ دوم ایهام تناسب اشاره کرده‌ که دکتر کزازی آن را چنین تعریف می‌کند: «آن است که دو واژه در بیت به کار برده شده باشد که هر کدام دو معنا داشته باشند؛ اما سخنور تنها یک معنا را از آنها خواسته باشد. پس، آن دو در دو معنای خواسته نشده با یکدیگر پیوند و همبستگی داشته باشند» (کزازی، ۱۳۷۳: ۱۳۸ ـ ۱۳۹)؛ دکتر غنی پور ملکشا نیز این گونۀ دوم را «ایهام در ایهام تناسب» می‌نامد. پس می‌توان گفت شکر و شیرین در معانی غیر مورد نظر یعنی «معشوقه‌های خسرو»، ایهام در ایهام تناسب را پدید می‌آورند.
منبع: پایان نامۀ «بررسی ایهام در آثار سعدی» به قلم نوح پیرسراندیب و راهنمایی دکتر عبیدی نیا

کانال رسمی گنجور در تلگرام