گنجور

غزل ۴۲۳

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز دستم بر نمی‌خیزد که یک دم بی تو بنشینم

بجز رویت نمی‌خواهم که روی هیچ کس بینم

من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم

که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم

تو را من دوست می‌دارم خلاف هر که در عالم

اگر طعنه است در عقلم اگر رخنه است در دینم

و گر شمشیر برگیری سپر پیشت بیندازم

که بی شمشیر خود کشتی به ساعدهای سیمینم

برآی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد

که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم

ز اول هستی آوردم قفای نیستی خوردم

کنون امید بخشایش همی‌دارم که مسکینم

دلی چون شمع می‌باید که بر جانم ببخشاید

که جز وی کس نمی‌بینم که می‌سوزد به بالینم

تو همچون گل ز خندیدن لبت با هم نمی‌آید

روا داری که من بلبل چو بوتیمار بنشینم

رقیب انگشت می‌خاید که سعدی چشم بر هم نه

مترس ای باغبان از گل که می‌بینم نمی‌چینم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسام الدین سراج » آئینه و آه » شیرین و فرهاد/عشاق

محمود محمودی خوانساری » قول و غزل 1 » همایون

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

واقعا غزل زیبایی است

شیراز نوشته:

این غزل زیبا با صدای استاد محمودی خوانساری به همراهی استادان جواد معروفی و منصور صارمی و حبیب الله بدیعی و جهانگیر ملک در همایون اجرا شده است به زیبایی هرچه تمامتر…

والبته توسط علی جهاندار به آهنگسازی استاد فقید پرویز مشکاتیان در ابو عطا در آلبوم صبح مشتاقان در سال ۱۳۶۸

مینا نوشته:

بوتیمار نام مرغیست که کنار آب مینشیند و شکار میکند اما آب نمیخورد از بیم آنکه آبهای دنیا کمشود و روزی به پایان رسد ازاینرو آنرا غمخورک نیز گویند

مینا نوشته:

واقعا غزل زیباییست مرحبا سعدی شیرین سخن

سعید نوشته:

شگفت انگیز و زیبا!
بیخود نیست که یکی سعدی میشود و ماندگار و دیگری گمنام و فراموش.
بویژه بیت هفتم اعجاز کرده.

محمد سعید نوشته:

مرحبا به سعدی شیرین سخن.

من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم

که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم

امروز این شعر رو در رادیو گوش کردم ، دلم رو برد.الآن شعر کامل رو پیدا کردم.

عباسی-فسا نوشته:

سلام و درود
اغراق نیست که سعدی معجزه جاودان الهی است
همه غزل ، اعجاز است اما در دو بیت آخر اعجاز را به کمال رسانده است
این غزل را استاد محمدرضا شجریان در یک جلسه خصوصی به همراه ویولن مرحوم بدیعی در تاریخ جمعه ۷ شهریور ۱۳۶۳ اجرا کرده است و وقتی با این موسیقی همراه می شوی ، حس سعدی را در آفرینش این غزل بیشتر درک می کنی

کسرا نوشته:

خدیا … اون دنیا من رو با سعدی محشور کن… آمین…

کسرا نوشته:

من اول روز دانستم که با شیرین درافتادم
که چون فرهاد باید شست دست از جان شیرینم

مستانه غرق سروده های جاودان سعدیم…

کسرا نوشته:

آواز این شعر با هنرمندی آقای خوانساری در برنامه شماره ۸۶ گلهای تازه

بابک نوشته:

آقا کسرا،
شیرى یا روباه؟

کیفور نوشته:

گویند چون قاآنی این غزل را خواند زن و بچه اش را خانه پدرش فرستاد و تا ۹ ماه سراغ آنها نرفت که در تنهایی بتواند بسراید ولی نشد که نشد و زنش درخواست طلاق کرد ولی وقتی قاآنی غزل را خواند گفت مهرم حلال و جانم فدای تو باد

کیفور نوشته:

آن زن پروین بود و چون ۹ روز دیگر دوقلو زایید نام شیرین و سیمین بر آنها نهاد و سیمین غزلهای شیرین میسرود و پروین تخلص او بود

سهراب نوشته:

خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت.
پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند.
هر کلاغی را، کاجی خواهم داد.
مار را خواهم گفت: چه شکوهی دارد غوک!
آشتی خواهم داد.
آشنا خواهم کردراه خواهم رفت.
نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت.

سهراب نوشته:

کارون چو گیسوان پریشان دختری
بر شانه های لخت زمین تاب می خورد
خورشید رفته است و نفس های داغ شب
بر سینه های پر تپش آب می خورد
دور از نگاه خیره من ساحل جنوب
افتاد مست عشق در آغوش نور ماه
شب با هزار چشم درخشان و پر زخون
سر می کشد به بستر عشاق بی گناه
نیزار خفته خامش و یک مرغ ناشناس
هر دم ز عمق تیره آن ضجه می کشد
مهتاب می دود که ببیند در این میان
مرغک میان پنجه وحشت چه می کشد

ناشناس نوشته:

قاآنی دیوانه هاهاها

خداوندگار آواز: سیاوش نوشته:

از جناب عباسی فسا بسیار سپاسگزارم. من با صدای دردانه آواز حضرت استاد شجریان نشنیده بودم. پس از کلی جستجو این برنامه رو پیدا کردم. الحق و الانصاف که شعر سعدی با این آواز معنی ویژه ای پیدا میکنه. به دوستان پیشنهاد میکنم حتما این اثر رو بشنوید.

کسرا نوشته:

درود آقا بابک … شیر شیر

بابک نوشته:

کسرا جان،
صد شکر و صد شادباش و تهنیت…
نه فقط از طرف خودم که از سعدى و حافظ نیز که توفیق روزگار بود که بالاخره دست از کل کچل همگى ما برداشتى… -:)
سرت شاد و دلت خوش باش جاوید

سعید جافر نوشته:

فقط میتونم انگشت حیرت به دهن بگیرم و بس. جات وسط بهشته با این خدمتی که به بشریت کردی

کانال رسمی گنجور در تلگرام