گنجور

غزل ۳

 
سعدی
سعدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

روی تو خوش می‌نماید آینه ما

کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا

چون می روشن در آبگینه صافی

خوی جمیل از جمال روی تو پیدا

هر که دمی با تو بود یا قدمی رفت

از تو نباشد به هیچ روی شکیبا

صید بیابان سر از کمند بپیچد

ما همه پیچیده در کمند تو عمدا

طایر مسکین که مهر بست به جایی

گر بکشندش نمی‌رود به دگر جا

غیرتم آید شکایت از تو به هر کس

درد احبا نمی‌برم به اطبا

برخی جانت شوم که شمع افق را

پیش بمیرد چراغدان ثریا

گر تو شکرخنده آستین نفشانی

هر مگسی طوطیی شوند شکرخا

لعبت شیرین اگر ترش ننشیند

مدعیانش طمع کنند به حلوا

مرد تماشای باغ حسن تو سعدیست

دست فرومایگان برند به یغما

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

برخی : قربانی

امین کیخا نوشته:

طوطی ببغا است به فارسی

امین کیخا نوشته:

غیرت می شود باننگ به تاجیکی

behzad نوشته:

لعبت شیرین اگر ترش ننشیند
مدعیانش طمع کنند به حلوا
چه قدر سعدی این بیت رو زیبا توصیف کرده

روفیا نوشته:

مرد تماشای باغ حسن تو سعدیست
دست فرو مایگان برند به یغما

مرد می خواهد که به باغ حسنی و خوان نعمتی برسی و دست درازی نکنی و به تماشای زیبایی خرسند باشی .

سیاوش بابکان نوشته:

جایی دیگر می فرماید:
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشاگران بستانیم،
و البته راست نمی گوید، دروغ مصلحتی است.

ناشناس نوشته:

dear siavosh babakan
if u look for fruits the garden considers u as a thief and nobody loves a thief , if u look as a lover and love it for love not looking for fruit u turn to a confidant and the garden gives its fruit to u by itself I promise u can try it !

سیاوش بابکان نوشته:

ناشناس گرامی،
من تنها شوخیی با استاد سخن ( از جمله طنز) سعدی کرده ام و با زبان انیرانی که سرکار نوشته اید آشنایی ندارم، ای کاش به زبان ایرانی بر می گرداندید تا بیاموزم

شایق نوشته:

باسلام وقتی می توانی روی زیبا را ببینی که دلت صاف و بی غبار و زنگار باشد که اگر او را دیدی دیگر چیزی جز او نمی بینی و نا شکیبا وبی قرار میشوی ومی خواهی همیشه در دام او باشی انوقت همه را او می بینی بهر جا بنگرم انجا تو وینم

محمدرضا جراح زاده نوشته:

این بیت اشک رو در چشمانم جمع کرد و دلم رو لرزوند

غیرتم آید شکایت از تو به هر کس / درد احبا نمی‌برم به اطبا

….درود بر روان پاک سعدی

عجب گر بمیرد چنین بلبلی ، که بر استخوانش نروید گلی ،

کانال رسمی گنجور در تلگرام