غزل ۱۱۱
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست
نه من خام طمع عشق تو میورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در کلبه عطاری هست
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست
من از این دلق مرقع به درآیم روزی
تا همه خلق بدانند که زناری هست
همه را هست همین داغ محبت که مراست
که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست
عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند
داستانیست که بر هر سر بازاری هست



با دو بار کلیک بر روی هر واژه میتوانید معنای آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
شمارهگذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکیدرج | ارسال به فیسبوک
حاشیهها
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.
دکتر آرش زاهد نوشته:
۱- در بیت دوم مصراع دوم در بعضی نسخ منجمله در گنجور ، آثار ملک الشعرای بهار ، مسمطها آنجا که این بیت را از شیخ اجل تضمین کرده به این صورت آمده است: (که به هر حلقه زلف تو گرفتاری هست)
۲- در بیت هفتم مصراع دوم در غالب نسخ منجمله مرجع فوق الذکر (طبله عطار) آمده که در افواه عوام هم قول متواتر است و بجای (کلبه عطار) مناسبتر به نظر می رسد.
۳- در بیت دهم مصراع دوم کلمه (من) اضافی است و باید حذف گردد.
—
پاسخ: با تشکر، متن مطابق تصحیح فروغی است و موارد ۱ و ۲ در حاشیهٔ همین تصحیح به صورت بدل ذکر شده است. در مورد شمارهٔ ۳ حذف «من» در مصرع یاد شده مشکل وزنی ایجاد میکند و مستند هم نیست.
عباس مشرف رضوی نوشته:
چند تفاوت جزئی در ضبط
به کمند سر زلفت (مویت؟) نه من افتادم و بس
که به هر حلقه زلف تو گرفتاری هست
عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند
به
عشق سعدی نه دردیست که پنهان ماند
(هرچند صورت حاضر، صحیحتر می نماید)
که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست
به
که نه من مستم و در دور تو هشیاری هست
مژده غلامعلی نژاد نوشته:
با سلام
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیثوار گواهی بدهد کاری هست
نکته بسیار ظریفی که در این بیت مشهود است این است که حتا اشیاء که به ظاهر بی شعور بنظر میرسند از تمامی افکار و احساسات و اعمال انسان باخبرند و بنابر این حتی آنان نیز میدانند که در دل انسان چه می گذرد و نکته مهم تر این است که عشق آنقدر قدرتمند است که حتی موجودات ساکن و جامد نیز آن را درک می کنند.