صدف دیده شد از اشک روان دریایی
به هوای گهر لعل روان بخشایی
جوی خون گر رود از دیده، به دامان شاید
که به رفت از نظر سرو سهی بالایی
غم عشق تو خریدیم، به نقد دل جان
کس نکرده است ازین خوبترک سودایی
غرقه ی بحر غم عشق نترسد زبلا
نوح را نیست زطوفان بلا پروایی
طی وادی خطرناک پرآشوب طلب
نتوان بی مدد راهبر بینایی
دوش در میکده در عالم مستی می گفت
با دل از کف شده ی خویش بت ترسایی
می توان یافتن از حالت امروزی شیخ
کین سیه دل نبود معتقد فردایی
ملک العرش گواه است که بعد از احمد
جز علی نیست مرا راهبر و مولایی
تا قوی دل به تولّای علی گشته «محیط»
نیست از دشمنی نه فلکش پروایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر درباره عشق و درد ناشی از آن میپردازد. شاعر اشکها و رنجهای خود را به دریایی از غم تشبیه میکند و از هوای گوهری باارزش صحبت میکند. او به تجربهی عشق خود اشاره میکند که هزینه دل و جانش را پرداخت کرده است. با وجود تمامی دردها و مشکلات، شاعر به علی (علیهالسلام) به عنوان راهبر و مولای خود اشاره دارد و ایمانش را به او و دلیر بودنش در برابر دشمنان مستحکم میداند. این اشعار به نوعی ستایش از علی و عشق او به تصویر میکشد و بیانگر استقامت در برابر سختیهاست.
هوش مصنوعی: صدفی به همراه اشکهایش که از عمق دریا به خاطر جواهر قرمز رنگی که میخواهد به آن دست یابد، دیده میشود.
هوش مصنوعی: اگر اشکی از چشمم بریزد، شاید به دامان محبوب که دور از چشم من است، برسد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر عشق تو غم را پذیرفتیم، ولی هیچ کس چنین عشق و حسرتی را با دل و جان خود تجربه نکرده است.
هوش مصنوعی: کسی که در دریای غم عشق غرق شده باشد، از بلندیها نمیترسد؛ زیرا مانند نوح، از طوفان مشکلات ترسی ندارد.
هوش مصنوعی: عبارت اشاره دارد به اینکه در مسیرهای خطرناک و پرچالش زندگی، نمیتوان به تنهایی و بدون راهنمایی و کمک یک فرد باتجربه و بینا، پیش رفت. برای عبور از دشواریها و چالشها، نیاز به راهنمایی و هدایت داریم.
هوش مصنوعی: دیروز در میکده، در حال مستی، با دل خود که از دست رفته بود، از یک بت ترسا صحبت میکردم.
هوش مصنوعی: میتوان از وضعیت کنونی شیخ پی برد که او به آینده هیچ اعتقادی ندارد و دلش پر از ناامیدی است.
هوش مصنوعی: خداوند شاهد است که بعد از پیامبر، کسی جز علی نمیتواند راهنمای من و سرپرستم باشد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل انسان به محبت علی قوی و استوار باشد، در برابر دشمنیها و سختیها نترسد و هیچ ترسی از تقدیر و سرنوشت نداشته باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی
گفته بودی که: بیایم، چو به جان آیی تو
[...]
بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی
کف دریا چه کند خواجه به جز دریایی
چون تو خواهی که شکرخایی غلط اندازی
ز پی خشم رهی ساعد و کف میخایی
صنما مغلطه بگذار و مگو تا فردا
[...]
تو پری زاده ندانم ز کجا میآیی
کآدمیزاده نباشد به چنین زیبایی
راست خواهی نه حلال است که پنهان دارند
مثل این روی و نشاید که به کس بنمایی
سرو با قامت زیبای تو در مجلس باغ
[...]
اثر لطف خدایی که چنین زیبایی
تا تو منظور منی شاکرم از بینایی
نیست ما را شب وصل تو میسر زیرا
که شب تیره شود روز چو رخ بنمایی
چون خیال تو ز پیشم نفسی خالی نیست
[...]
محرمی کو که پیامی برد از من جایی
خدمتی رفع کند پیش جهان آرایی
عجبی ، نادرهیی ، طُرفه کشی ، چالاکی
شکرینی ، نمکینی ، صنمی ، زیبایی
امشب ای پیکِ صبا گر قدمی رنجه کنی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.