عشق بخشنده مرا حشمت و جاه عجبی
از دل و آه سحر ملک و سپاه عجبی
رهنما عشق بود راه طلب ملک فنا
رهنمای عجبی دارم و راه عجبی
شرف خدمت درویش گرت دست دهد
مده از کف که بود حشمت و جاه عجبی
تخت درویش بود عرش و کله سایه ی دوست
دارد این بی سر و پا، تخت و کلاه عجبی
تاک سر سبز نماناد که ای فرخ شاخ
دفع آفات ریا راست پناه عجبی
شرق تا غرب بگیرد، به یکی آه سحر
دارد این شاه جهان گیر، سپاه عجبی
پیر روشن دل ما گفت ز زاهد بگریز
کین تبه حال بود نامه سیاه عجبی
دعوی پاک دلی دارم بر صدق مقال
هست آلودگی خرقه گواه عجبی
شد کدر آیینه ی روی تو زآه دل من
برکشیدم زدل سوخته آه عجبی
مهر من گشت فزونتر به تو خطت چو دمید
رست در باغ رخت مهر گیاه عجبی
رخت در سایهٔ الطاف شه مردان کش
که بود سایهٔ این شاه پناه عجبی
شه مردان علی است و سپهش درویشان
چشم بد دور بود شاه و سپاه عجبی
پیش دارد سفر عشق و ره دیر «محیط»
خوش مبارک سفری باشد و راه عجبی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و تاثیرات معنوی آن بر زندگی انسان است. شاعر بیان میکند که عشق به او مقام و عظمت بخشیده و راهی به سوی حقیقت و فنا نشان داده است. او به اهمیت خدمت به دیگران، به ویژه درویشان، اشاره میکند و بر این نکته تاکید دارد که حشمت و جاه واقعی در خدمت به دیگران نهفته است. همچنین، شاعر از خطرات ریا و دوری از زهد صحبت میکند و به ضرورت پاکدلی و دوری از آلودگیها تاکید میورزد. او بر این باور است که عشق و مهر میتوانند زندگی را بهبود بخشند و سفر عشق را یک سفر مبارک و ارزشمند میداند. در نهایت، اشارههایی به بزرگی شخصیت علی (ع) و درویشان به عنوان سپاهیان حقیقی عشق دارد.
هوش مصنوعی: عشق به من عزت و مقام شگفتانگیزی بخشیده است که از دل و نالههای سحرگاهی به دست آمده، مانند سلطنت و نیروهای بزرگ.
هوش مصنوعی: عشق، راهنما و هدایتگر اصلی در جستجوی دنیای ناپایدار و فانی است. من یک راهنمایی حیرتانگیز دارم و مسیری شگفتانگیز را نیز در پیش دارم.
هوش مصنوعی: اگر فرصتی برای خدمت به درویش نصیبت شد، آن را از دست نده. زیرا مقام و عظمت دنیوی ارزشی ندارد و شرافت خدمت بالاتر از آن است.
هوش مصنوعی: تخت درویش به معنای زیر و زبر کردن عرش و آسمان است و آن کس که در سایهی دوستی قرار گیرد، او را سر و سامان میدهد. این بیسر و پا (شخصی)، به سادگی میتواند بر بالای تخت بنشیند و کلاهی را بر سر نهد که نشانی از شگفتی و عظمت دارد.
هوش مصنوعی: درخت سبز و سرزندهای باقی نمیماند؛ زیرا ای خوشنشان، شعبهات به خوبی از آسیبهای خودپسندی و ریا محافظت میکند.
هوش مصنوعی: اگر به شرق و غرب بنگریم، در دل این جهان، صدای سحرگاهی را میشنویم که در آن، شاهی با سپاهی شگفتانگیز وجود دارد.
هوش مصنوعی: پیر با دل روشن ما گفت که از زاهدان دوری کن، زیرا وضعیت آنها خراب است و اعمالشان سرنوشت بدی دارد.
هوش مصنوعی: من ادعای پاک دلی دارم و در سخن خود صادق هستم، اما آلودگی لباس من نشاندهندهی عجب و خودبزرگبینیام است.
هوش مصنوعی: آینه ی چهره ی تو به خاطر غم دل من تیره و کدر شده است. از دل سوخته ام، آهی برکشیدم که بسیار عجیب است.
هوش مصنوعی: محبت من به تو بیشتر شد، وقتی که خط تو به صورت تازهای ظهور کرد. در باغ زیبایی تو، عشق همانند گیاهی شگفتانگیز رویید.
هوش مصنوعی: پوشاکت را در کنار محبتهای مردان بزرگ قرار بده، زیرا این پادشاه است که زیر سایهاش حمایت عجیبی وجود دارد.
هوش مصنوعی: علی، اراده و رهبری بزرگ و شجاع دارد و در کنار او، انسانهای ساده و بیآزاری قرار دارند که از هر حسد و بدی دور هستند. شاه و ارتش او چیزی شگفتانگیز و بینظیر هستند.
هوش مصنوعی: سفر عشق در پیش است و راه طولانی. امیدوارم این سفر خوش باشد و راهی شگفتانگیز را در پیش داشته باشیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روز و شب، از رخ رخشنده ی شاه عجبی
آفتاب عجبی دارم و ماه عجبی
خط چون سبزه اش، از چهره ی چون گل زده سر
از زمین عجبی، رسته گیاه عجبی
دید آن مه گنه بیگنهی از من و، کشت؛
[...]
دارد آن مه نه همی چشم سیاه عجبی
به سر از نافه چین هشته کلاه عجبی
گفتمش چشم تو آهوی ختا را ماند
کرد بر روی من از خشم نگاه عجبی
نه عجب یوسف یعقوب گر افتاد به چاه
[...]
با دوصد ناز ز من دوش به راه عجبی
برده ماه عجبی دل به نگاه عجبی
طالب زلف تو دل بود شد ایدر ز نخست
به گناه عجبی رفت به چاه عجبی
من و چشم سیهش روز جهان کرد خراب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.