الا ای جامه صبر از غمت چاک
ترحم، قددنت للموت مرضاک
تو رفتی، لشکر جانهات در پی
فیاطوبی لروح کان یلقاک
به فرقم پای استغنا نهادی
بلندم ساختی الله ابقاک
به سوگند و عهودت دل نبندم
فان الرب بالاخلاف رباک
به فردوسم مخوان زاهد که بی او
لدی اهل النهی ماطاب طوباک
ز خاک ار لاله سان فردا برآیم
ترانی هکذا حیران سیماک
به مژگان می درد خالد پس از مرگ
تجاه اللحد حتی نال مثواک
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره غم و اندوه ناشی از جدایی و مرگ است. شاعر ابتدا از درد و چاکهایی که غم محبوبش به دلش وارد کرده صحبت میکند و به نوعی به تقدیر و سرنوشت اشاره میکند. او به یاد محبوبش، روحی را تجلیل میکند که در پی اوست و آرزو میکند که از او دیدن کند. شاعر از قدرت و بلندی روح محبوب در زمانی که او در قید حیات بوده صحبت میکند و از آن طرف به ناپایداری عهود و سوگندها اشاره دارد. همچنین دلخوری خود را از زاهدانی که بدون عشق واقعی نمیتوانند به خوشی برسند، بیان میکند. شعر در نهایت به تصوری از زندگی پس از مرگ اشاره دارد و دلتنگی و درد جدا شدن را به خوبی منتقل میکند.
هوش مصنوعی: ای جامهی صبر من که از غم تو پارهپاره شدهای، آیا تن تو آمادهی مرگ است یا در بیماری به سر میبری؟
هوش مصنوعی: تو رفتی و جانهایت به دنبال تو میگردند، مانند آبی که به دنبال تو میآید.
هوش مصنوعی: با قرار دادن پای استغنا بر روی سر من، مرا بلندتر ساختی. امیدوارم خدا نگهت دارد.
هوش مصنوعی: من به سوگندها و پیمانهایت اعتماد نخواهم کرد، زیرا پروردگارت در وعدههایش نقصی ندارد.
هوش مصنوعی: ای زاهد، بهشت مرا به نام خود نخوان، زیرا بدون او، اهل ممنوعات و نهی، هیچ لذتی نخواهند داشت.
هوش مصنوعی: اگر از خاک برآیم، همچون لالهای که در فردا میشکفد، ترانهای از حیرت و زیبایی چهرهام خواهم سرود.
هوش مصنوعی: خالد با چشمهایش بعد از مرگ، به خاک مینگرد و به شدت از دوری و جداییاش حسرت میخورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بدو داده است ایزد گوهر پاک
که نز بادست و نز آبست نز خاک
به جستوجوی او بر بام افلاک
دریده وهم را نعلینِ ادراک
زهی سلطان دارالملک افلاک
زهی تخت تو عرش و تاج لولاک
مجره زان پدید آمد که یک شب
فلک از دست قدرت جامه زد چاک
قزح زان آشکارا شد که یک روز
[...]
نهد در صبح مهری کاندر افلاک
به رسم عاشقان دامن کند چاک
چه نسبت خاک را با عالمِ پاک
که ادراک است عجز از درکِ ادراک
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.