باز شد دل به درون نائره افروز فراق
چون دهم شرح غم و غصه جانسوز فراق
خوابم از دیده و صبر از دل و تاب از تن شد
وای من گر همه زینسان گذرد روز فراق
بسکه در آرزوی وصل توام غرق خیال
تیر مژگان شمرم ناوک دلدوز فراق
دورم افکند به صد مکر و حیل از در خویش
آه ازین مکتبی مساله آموز فراق
من نه آنم که از وصل تو کنم قطع امید
خرمنم گر همه بر باد دهد سوز فراق
خالد سوخته از هجر تو روزش تار است
شب یلداست برش غره نور روز فراق
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و غم جدایی و فراق است. شاعر از احساساتی چون بیخوابی، فقدان صبر و رنجی که جدایی برایش به همراه دارد، صحبت میکند. او در آروزهای وصال محبوب غرق است و به نحوی به تیرگی و سختی روزها و شبهایش اشاره دارد. شاعر بیان میکند که با وجود این دردها، امیدش را از وصال محبوب قطع نمیکند و نشان میدهد که جدایی برایش بسیار طاقتفرساست.
هوش مصنوعی: دل من به آتش فراق روشن شد و حالا نمیدانم چطور باید از غم و درد این جدایی بگویم.
هوش مصنوعی: خواب از چشمانم رفته، صبر از دلم تمام شده و از بدنم هم تاب و توان باقی نمانده است. وای بر من اگر روزهای جدایی اینگونه بگذرد.
هوش مصنوعی: چون به شدت در آرزوی دیدارت هستم، غرق خیال تو شدهام و تیر غم و دوریات برایم مانند نیزهای آزاردهنده است.
هوش مصنوعی: انگار به دورم حلقه زدهاند و با ترفندها و دسیسهها مرا محاصره کردهاند. ای کاش از این مکتب که تنها درسش جدایی است، رهایی مییافتم.
هوش مصنوعی: من آنقدر به تو وابستهام که هرگز امیدم را از وصالت قطع نخواهم کرد، حتی اگر تمامی امیدهایم در آتش جدایی بسوزد.
هوش مصنوعی: خالد به خاطر دوری تو در روز احساس ناراحتی و تیرهروزی میکند. انگار شب یلداست، که طولانیترین شب سال است و در ظاهر هم ممکن است نور روز او را فریب دهد، اما در واقعیت، او به خاطر فراق تو در عذاب است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.