گنجور

حاشیه‌ها

فرهود در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۵:۳۸ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب برزویه الطبیب » بخش ۵ - حکایت دزد نادان:

حکایت به زبان ساده:

شبی مردی از صدای پای دزدان بر بام خانه‌اش بیدار شد. زنش را بیدار کرد و به‌آرامی و طوری که دزدان نشنوند نقشه‌‌ای را که کشیده بود با زنش در میان گذاشت. سپس طوری‌که دزدان از روزن سقف خانه بشنوند، زن از او پرسید: «این همه مال و ثروت را چطور بدست آوردی؟» مرد گفت: «این را مپرس که مردم از راز آن آگاه می‌شوند!» زن بر دانستن اصرار کرد. مرد گفت: «من سابقا دزد ماهری بودم و راز کار من جادویی بود که می‌دانستم و آن این بود که پشت دیوار خانه ثروتمندان می‌ایستادم و هفت بار تکرار می‌کردم «شولم» و دست در نور ماه می‌زدم و خود را بر بام خانه می‌دیدم و بر سر روزن بام، هفت بار می‌گفتم «شولم» و به همان روش از روزن به داخل خانه پرواز کرده و فرود می‌آمدم. هفت بار دیگر می‌گفتم «شولم» و تمام نقدیات و جواهراتِ خانه در پیشم جمع می‌شد و به همان روش به بام خانه برمی‌گشتم. به وسیله این افسون و جادو ثروتمند شدم و تا به امروز مرا کسی در دزدی ندیده و نگرفته است. این افسون را به کسی نگویی که بسیار فسادها از آن زاید» دزدان گفته‌ها را شنیدند و شادی‌ها کردند؛ رییس دزدان بر سر روزن آمد و هفت بار تکرار کرد «شولم» و در روزن گام نهاد. قدم نهادن همان و افتادن همان. مرد صاحبخانه با چوبدستی‌اش به جان او افتاد و گفت: «یک عمر زحمت کشیدم و مال جمع کردم تا توی دزد به یکبار بر پشت ببندی و ببری؟ بگو که هستی؟» مرد دزد پاسخ داد: « من همان نادانی هستم که افسون و جادوی تو مرا بر باد نشاند و به اینجا آورد. هوس کرامات کرده بودم و سزای آن را چشیدم حالا مشتی خاک در پشت سرم بریز که زحمت کم کنم و بروم!» (پشت سر کسی خاک ریختن برعکسِ معنی «آب ریختن» است یعنی «بروی و برنگردی!»، روزن یعنی هواکش و نورگیر سقف خانه)

 

سفید در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۳:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

 

تو را ز کنگرهٔ عرش می‌زنند صفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتاده‌ست

 

حامد فرجی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۵۸ در پاسخ به مهدی اختیاری دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴ - سبب نظم کتاب:

چرا رطب و یابس می‌بافید؟!. اینکه فلان پانترک داره مولانا رو مصادره میکنه مشکل مغزی خودشه وگرنه میفهمید که مولانا وقتی اشارۀ مستقیم به زبان میکنه میگه:" دانم همینقدر که به تُرکی است آب سو". در جاهای دیگر وقتی میگوید:" اصلم ترک است اگرچه هندی گویم" بدیهی است که تُرک به معنی زیبا است و مولانا با شکسته نفسی میخواهند بگوید من هم از نَسَب والا هستم اگرچه خودم از روی تواضع ادعاهای اینچنینی نمیکنم!. سعدی هم که در جایی میگوید:" ترک من پرده بر انداز که هندوی تو ام". سعدی یک شیرازی بوده و نه هندی!. آمدن دو واژۀ "هندو و ترک" در یک بیت اشاره به بردگان ترک و هندو دارد و اینکه ترکان زیبارو و قیمتی بودند و هندوها معمولا به کارهای پست تر گماشته میشدند و زیبایی ترکان را نداشتند و قیمت کمتری هم داشتند!. همین موضوع را به نحوی دیگر در شعر خاقانی میبینیم که در تحسین ساسانیان میگوید:" این است همان درگه کاو را ز شهان بودی / دیلم مَلِک بابِل، هندو شه ترکستان". هندوها در ترکستان شاهی نمیکرده اند!. بلکه منظور خاقانی این است که: این درگاه (دولت ساسانی) همان درگاه است که کمترین بندگانش (که در اینجا هندو هستند) شاهان ترکستان بودند و بندگان ارجمندش (دیلمیان) شاهان بابِل بودند!. یعنی از فرارود تا میانرودان خادم ساسانیان بودند و سرزمین پَست تر (ترکستان) حاکم کم درجه تر داشته و سرزمین آبادتر(بابِل) حاکم ارجمندتر!. درک این نوشته ها سخت نیست اگر غرض و مرض بگذارند!. امتیازات فرهنگی رو نمیشه با یه امضا واگذار کرد تا چند نفر که مدام نق میزنند را خشنود کرد. خود نظامی صراحتا در شعر (همه عالم تن است و ایران دل...) هم از علاقه‌ش به ایران میگه و هم اینجا میگه سخن پارسی و تازی شاه حرف هستند و باید در آن حروف سخن را صرف کرد و سخن ترکانه سزا نیست و تُرکی را پَست میشمارد و میگوید که چون از نَسَبی والا است باید سخنی والا بگوید!. کار را در جعل و دستبرد به متون حاضر به جایی رسانده اید که چرند بافی را ابراز هویت و تحریف تاریخ را که مرتکب آن شدید به ایرانیان وطندوست آذری که من نیز با افتخار از همان گروه هستم نسبت میدهید. شرم کنید.

محمد حسین در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴:

دوستی رسول و آل رسول

نزد مؤمن کمال ایمان است

ًرامین در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۲، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

درود.

 مصراع دوم  بیت یکی مانده به آخر به این شکل است. ( که بدانست که در بند تو خوشتر {ز} رهایی.

به اشتباه به جای {ز}،{ک} آورده شده است.

با تشکر

امیر حسین حسینی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۳۶ در پاسخ به .. منا.. دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

درود بر شما واقعا زیبا بود 

Alireza در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۳۰ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲:

بی نظیر بود 

Übermensch در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱ - ماه بر سر مهر:

این شعر شهریار زیباست اما چه حیف که چاوشی آن را خوانده و بسیار ضعیف اجرا کرده

خصوصا بیت بیا که چشم تو تا شرم دارد کس

نپرسد از تو که این ماجرا چرا کردی

یعنی شما این دو بیت آخر رو میتونی با خوانش افتضاح چاوشی تغییر بدید به:

بیا که تا چشم تو پر عصمت و ناز بر من افتد

نپرسد از تو که این ماجرا چه بدبختی است؟!

مصیب مهرآشیان مسکنی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

با سلام بیت پنجم باید به این طریق ویرایش شود.. 

درگل بمانده پای دل. گل می نهم دل جای دل.... از آتش سودای دل ای وای دل  ای وای دل... 

بزرگمهر در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۰:

مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۴  

تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال

هزار عاشق اگر مرد خون *مات* حلال

به یک دمم بفروزی به یک دمم بکشی ...

مولانا

احمد مستان در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۵ در پاسخ به ندا دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او:

اشتباه می کنید

چطور این تنقیص ظاهر را متوجه نمیشوید

تنقیصی که مخالف با هزاران دلیل کتاب و سنت و تاریخ است

احمد مستان در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۴ در پاسخ به ابوطالب رحیمی دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او:

مگر ادله علم و عصمت امام یکی دوتاست که این حرف را می زنید

اگر نمی توانید به منابع اسلامی رجوع کنید کتاب ها و مقالات هم الحمدلله به وفور موجود است بعد از ملاحظه ببینید می توانید چنین حرفی بزنید

احمد مستان در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۵ - حکایت امیرالمؤمنین علی (ع) و سیرت پاک او:

علم و عصمت تامه و اتم حضرت امیر از مسلماتی است که جز جاهل یا مغرض انکارش نمی کند، ولو سعدی باشد

این یک لغزش و اشتباه فاحش از سعدیست

با توجیهاتی مثل نکته تواضع و فضای شعری و غیره حل نمی شود

این شعر قطعا با ادله عصمت و علم امام تعارض دارد و قطعا مشتمل بر تنقیص حضرت است(نگویید مدح مولاست که اشتباهش را معاذالله پذیرفته )

امیرالمومنین علیه السلام، (باب مدینة العلم)، صاحب کلام (سلونی قبل ان تفقدونی) که حضرت رسول در شانشان فرمودند(علی مع الحق و الحق مع علی) و (اراد الله ان یذهب عنکم الرجس اهل البیت) و آیات و روایات در فضیلت حضرت بیش از حوصله و گنجایش این ظروف است

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

توضیحی در باره ویرایشی که بنده در بیت اول انجام داده ام:

هِجر تلفظ فارسی است و در عربی چنین لفظی نداریم

صحیح آن هَجر است

اِنّی رَأیتُ دَهراً مِن هَجْرِکَ القیامه

علی بازوند در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ٧١١:

این شعر از شمس الدین محمد جوینی هست

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۴۸ در پاسخ به ملیکا رضایی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

هَجْرِکَ

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ نیر تبریزی » آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی) » بخش ۶ - ذکر شهادت زبدهٔ ناس، حضرت ابی الفضل العباس:

او چو قرص مه میان هاله‌ای تیغ ...

با سلام

جواله ای به معنی آتش گردان میباشد.

  شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ نیر تبریزی » آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی) » بخش ۳ - ذکر رفتن حضرت اباعبدالله علیه السلام به میدان و احتجاج بر مخالفین قوم:

بهر قربانگاهش از میقات شوق ...

سلام  

  متوجه معنی  کلمه  (هدی بختیهای جان )  نشدم دوستان بزرگوار راهنمایی بفرمایند ممنونم .

   شاد باشید

رضا از کرمان در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ نیر تبریزی » آتشکدهٔ نیر (اشعار عاشورایی) » بخش ۲ - ورود حضرت ابی عبدالله علیه السلام به زمین کربلا و خطبهٔ آن حضرت در شب عاشورا و تفرّق لشگر:

آمدم کز عهدِ ذر، لب تر کُنَم ...

سلام

  منظور از عهد ذر روز الست وپیمان خداوند با انسان است .

   شاد باشید

سیدمصطفی شجاعی در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۴۰ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳:

سپاس از وقتی که گذاشتید. حتما نظر شما درسته و ممنون از لطفتون. 

۱
۹۰۹
۹۱۰
۹۱۱
۹۱۲
۹۱۳
۵۷۹۶