گنجور

حاشیه‌ها

محسن مردانی در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت:

ابیات پایانی این بخش از لطیف ترین اشعار عرفانی است.
منظورم این ابیات است.
ای عجب آن عهد و آن سوگند کو
وعده‌های آن لب چون قند کو
گر فراق بنده از بد بندگیست
چون تو با بد بد کنی پس فرق چیست
ای بدی که تو کنی در خشم و جنگ
با طرب‌تر از سماع و بانگ چنگ
ای جفای تو ز دولت خوب‌تر
و انتقام تو ز جان محبوب‌تر
نار تو اینست نورت چون بود
ماتم این تا خود که سورت چون بود
از حلاوتها که دارد جور تو
وز لطافت کس نیابد غور تو
نالم و ترسم که او باور کند
وز کرم آن جور را کمتر کند
عاشقم بر قهر و بر لطفش بجد
بوالعجب من عاشق این هر دو ضد
والله ار زین خار در بستان شوم
همچو بلبل زین سبب نالان شوم
این عجب بلبل که بگشاید دهان
تا خورد او خار را با گلستان
این چه بلبل این نهنگ آتشیست
جمله ناخوشها ز عشق او را خوشیست
عاشق کلست و خود کلست او
عاشق خویشست و عشق خویش‌جو
عاشقانه تر و عارفانه تر از این هم میتوان سرود؟
گمان نکنم

امیرحسن در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۵ - ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکّل و تسلیم:

درنسخۀ نیکلسون بیت دوم اینچنین آمده است :
گفت پیغمبر به آواز بلند با توکل زانوی اشتر ببند

امیرحسن در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴۳ - جواب گفتن شیر نخچیران را و فایدهٔ جهد گفتن:

درنسخۀ نیکلسون بیت آخر چنین آمده است :
گوش من لایلدغ المؤمن شنید قول پیغمبر بجان و دل گزید

امیرحسن در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش:

نفرمائید دوست گرامی . از حق نباید گذشت که اصلاحات ارائه شده از طرف شما در بخشهای مختلف اشعار "گنجور" بسیار درخور توجه می باشد.ازین بابت ما خوانندگان گنجور هم از شما سپاسگزاریم

مصطفی قلاوند در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۵:

بنظر میرسد مراد از آفرینش آدمی شناخت است و عاشق شدن تالی شناخت، دم عمر فرصت شناخت و عاشق شدن به هنر بی بدیل خلق اشرف مخلوق است و تا این فرصت هست مجال عاشق شدن هم فراهم است ...اشاره به نذیر دارد که عاشق شو و گرنه یک روز فرصت از کفت میرود و به جهل پی نیردن به این راز بزرگ میروی...

شهریار۷۰ در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

جناب حمیدرضا گوهری
با درود
با اجازه شما ، این کمترین سوالی از شما دارم :
با استناد به لحن سخنان شما اینگونه برمی‌آید که شما از دانش‌آموختگان رشته‌ی ادبیات و از صاحبان‌نظر در این حیطه در مورد مسائل تخصصی مربوط به آن هستید. اوّل از شما سپاس‌گزارم که به اشاعه آموخته‌های خود برای امثال من می‌پردازید.
باری ، آیا شما برای افراد بی‌تخصصی چون من این حق را قائلید که در مورد عشق زمینی‌اش همانندسازی‌ای به کمک اشعار یک شاعر (به ظنّ بنده‌ی نوعی محمدحسین تبریزی) داشته باشد و آن را در سایت همگانی مانند گنجور ابراز دارد؟ به عقیدت بنده که افرادی چون میثم احساسات خود را ابراز داشته‌اند و بسی سخن نیکویی است. حال هر که بر حسب تفکر خود ، شاعری را لقبی نهاده و او را به نحوی ستوده است. آیا با این نظر کرسی‌های اساتید گران‌قدر دانشکده‌ی تهران به زیر سؤال می‌رود؟ بنده که دست کم اینگونه فکر نمی‌کنم.
باری از جهتی دیگر پندارم این است که شما با زبان آذری آشنایی ندارید و از طرفه‌کاری‌های این شهریار آذربایـــجان ما بی‌نصیب مانده‌اید. فکر کنم کمتر شخصی آذری بداند و با شنیدن حیدربابای شهریار به از این جهان به جهان دگر نشود به واقع.
شاید اگر غزل بهجت‌آباد شهریار و غم هجران وی را فردی برای شما بخواند کمی پندارتان در مورد شهریار دگرگون شود.
حمیدرضا جان بزرگ، شهریار بزرگی در زمینه اشعار زبان مادریش است ، اسطوره‌ای در شعر و غزل زبان و ادب آذری و اگر حتی دو غزل ناب هم در زبان فارسی از خود به جای گذاشته باشد ، به نظر این کمترین کاری بس بزرگ است.
فکر کنم از نظر موسیقی و غنا و شعر و ساز دست کم ادب آذری حرف‌هایی برای عرضه در جهان داشته باشد و اشعار آذری شهریار به نظر بنده‌ی کمترین سوگولی این زبان است.
از توجه شما سپاس‌گزارم

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۱ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۳۱ - در وصف استاد حسین بهزاد نقاش عالیمقام:

با درود به شمس گرامی من البته ملک الشعرا را دوست دارم ولی انچه مایه شگفتی است اینکه احمد کسروی که در واژه شناسی و تاریخ شخص برجسته ای است چگونه به ایشان تازیده است . و ملک الشعرا را شخصی با دانایی کمی در پارسی پهلوی یاد کرده است .

رضا در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۹:

آلبوم باد صیا می آید- ناظری و ذوالفنون

مهدی در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:

دربیت اخر بجای دیشب (دوشم ) که درنسخ دیگر امده صحیح تر می نماید
ندای عشق تو دوشم دراندرون دادند
فضای سینه حافظ هنوز پرزصداست

حسین در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹:

دوستان عزیز در قدیمترین جنگ رباعی یعنی در نزهه المجالس این رباعی را مجدالدین بغدادی سروده است و صحت انتساب به او بسیار درست است تا دیگران. بسیاری دیگر از رباعی های مولوی و دیگران نیز اشتباهی است و سروده ی دیگران است بن به : نزهه المجالس ، مقدمه ی دکتر ریاحی

نیکدخت در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۰:

درود فراوان
تصور میکنم در بیت ششم به جای "وصلم" باید "وصلت" درست باشد

امین در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

واقعا متاسفم که اینجور ستایش اهنگ سطح پایین اقای چاووشی را میکنید.
اقای چاووشی با این ریتم و طرز خواندن غزل رو نابود کرده.
بهتره این غزل رو با صدای اقای هژیر مهرفروز گوش کنید تا بفهمید موسیقی اشعار کلاسیک یعنی چی..
اهنگ باید درخدمت شعر کلاسیک باشه ولی متاسفانه اقای چاووشی تا کلمه ی رقص رو در شعر دیده سریع ریتم 6/8 ب ذهنش رسیده و مهنای ظاهریشو برداشت کرده البته توقعی هم از ایشون نیست چون باید ب بازار اهنگ توجه کنه نه عمق اهنگ.
امیدوارم شما هم با درک بهتری ستایش کنید
ممنون

مسعود۷ در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۷۳:

پاسخی به جناب خیام!

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

گفتند فسانه ای و "در خواب شدند" در خاک شدن نیست.
همون کوچه علی چپ خودمونه.
همونی که امروز هم بین روحانیون و صاحب نظران به وفور دیده میشه.

حسین در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:

با سلام و تشکر از گردانندگان محترم
به نظرم حضرت حافظ در این شعر به بهترین شکل اوج عشق و دوستی خود را نثار معشوق ازلی مینماید.

امیرحسن در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳۸ - به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش:

قافیه در مصرع اول بیت پنجم صحیح نیست .درنسخۀ نیکلسون این بیت چنین آمده است :
چشم‌بندست آتش از بهر حجب
رحمتست این سر برآورده ز جیب

پیرایه یغمایی در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱۳:

چشمی که غیر رویت، بیند ز بهر زینت
باشد در این جریمت، زانیّ و چیز دیگر
کلمه ی « زانی» در این بیت از مضمون حدیث « زنَا الٌعَیٌنِ النَّظَرُ » ( زنای دو چشم نظر است ) مستفاد شده / مولانا در مثنوی / دفتر چهارم نیز به این حدیث اشاره دارد و می گوید :
مرغ زان دانه نظر خوش می کند
دانه هم از دور راهش می زند
کز زنای چشم حظّی می بری،
نه کباب از پهلوی خود می خوری؟
لازم به اشاره است که زنده یاد نیکلسون این مصراع را ( گر ز نای چشم ) متوجه شده و در مورد ( نای چشم ) و قیاس آن با ( نای گلو) نیز مطالبی آورده که پذیرفتن آن بسیار دور از ذهن است و نیز بعضی از شارحان مثنوی به پیروی از نیکلسون چنین خبطی را مرتکب شده اند
ارجاع به : پانویس ص 613 / غزلیات شمس / با گزینش دکتر شفیعی کدکنی

محمد در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

منبع کامنت قبلی ام دیوان اشعار مطابق با نسخه خطی 763 هجری
به اهتمام
جهانگیر منصور و مقدمه استاد بدیع الزمان فروزانفر

محمد در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۸ - هنگام عبور از مداین و دیدن طاق کسری:

این قصیده دارای 42 بیته که در اینجا بیت 38 ام حذف شده :
هر کس برد از مکه سبحه ز گل حمزه
پس تو ز مدائن بر سبحه ز گل سلمان
وبیت قبلش بدین گونه است:
گر زاد ره مکه تحفه است به هر شهری
تو زاد مدائن بر،تحفه ز پی شروان
با تشکر از زحماتتون

شهریار۷۰ در ‫۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:

آقا ستار و خانم نازنین ظهوریان عزیز
به نظر شما منبعی دقیق‌تر و عمیق‌تر و پرپشتوانه‌تر از کتب درسی نظام مقدس آموزش و پرورش وجود ندارد آیا؟ در کتاب‌هایی که خودشان حرف خودشان را در هر کتاب جدیدالتالیف رد می‌کنند ، یک روز یای میانجی را به صورت "ی" و روز دیگر به صورت "ء" می‌پسندند ، یک روز اشعار پرارج (به واقع پرزجر) جناب حداد عادل گران‌سنگ را واجب فرزندان این مملکت می‌کنند و سال دیگر به پشت جلد انتقال، یک روز کتب پیش‌دانشگاهی را با قلم نستعلیق و دیگر بار با اقلام معمول به چاپ می‌رسانند ، یک سال به یک‌باره تصمیم می‌گیرند کتاب پیش‌دانشگاهی به نصف تقلیل یابد و هر سطر و هر پاراگرافی را به یک‌باره حذف می‌کنند، یک سال داستان کباب غاز بزرگ مرد داستان‌نویسی معاصرمان جمال‌زاده را سانسور می‌کنند، سال دیگر به سانسور آثار بزرگ علوی دست می‌زنند ، سال دیگر حس دست‌کاری سووشون سیمین دانشور بهشان دست می‌دهد و ... در این باب سخن زیاد است، بگذریم.
اگر شما به مصحح علامه ذکاءالملک فروغی در قسمت طیبات رجوع کنید همین مفرداتی را که در متن سایت گنجور به کار رفته خواهید دید.
کلیات سعدی من توسط نشر طلوع در بهار 72 به چاپ رسیده و منبعی که کتاب پیش‌دانشگاهی بنا به مندرجات سایت www.chap.sch.ir ارائه کرده کلیات سعدی به اهتمام محمدعلی فروغی، چاپ سوم ، انتشارات امیرکبیر 1362 هست که از دوستان خواهشمندم اگر این مصحح را دارند نظری اعلام دارند. به هرحال مرحوم فروغی آن موقع نبوده‌اند و اساسا نباید میان این دو فرقی باشد و حال این فرق در کتاب درسی از کجا آمده سرٌ غامضٌ.
امید دارم دوستانی که هم‌اکنون در دبیرستان و مقاطع پایین‌تر هستند ، این زحمت جستوجو در منابع را به خود بخرند که به واقع سرمایه‌گذاری بس بی‌بدیل است برای آنان که ادب و ادبیّات بخواهند.

۱
۵۰۲۵
۵۰۲۶
۵۰۲۷
۵۰۲۸
۵۰۲۹
۵۷۵۹