امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
دراز گویی منظور اطناب است . إیجاز هم که گزیده گویی است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
در این همانی ای که بین مهدی ع و نیز سوشیانت مزدیسنا می گیرند یک بنپار( مؤلفه) دیگر هم جناب حصوری در افسانه ادین می اورد وان یکی بودن ضحاک با دجال است ! چنانچه می دانیم سام یل ( کرساسپا ) ضحاک را نکشت و در دماوند در بند کرد و در روزگار فرجامین باز جهان را پالاپال و اشفته می کند و سام یل به یاری سامیاران سر اورا فرو می کوبد .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
برای ناستالجیا لغت دریغاگو ی درخور است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
برای غل غل لغت خلالوش را اسدی اورده است ولی هزاهز را هم داریم اما غل غله جنبیدن کاروان را خیزاخیز می گوییم از همین ساخت لغتی که در حال فراموشیدن است لغت پالاپال است که تنها یکبار دقیقی به کار برده و معنی آشوب می دهد ( در این معنی )
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
از چوب چوبک را داریم که پس با تغییراتی که در عثمانی کرد چپق شد و لغت را باز ما پس گرفتیم اما برای پنبه که همین اتفاق افتاد در ترکی پنبق شد همان ریخت نخستش در فارسی حفظ شده است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
جهیدن فارسی با لغت jaillir در فرانسه یک لغت است ( جه اییغ خوانده می شود اما اگر نشان مصدری را ( اییغ ) را بزداییم و نیز بدانیم که ان دو ل خوانده نمی شود برابری انها درست می اید .یعنی جه با جه برابر است و معنای انها هر دو دقیقا یعنی جهیدن . برای فوران که خیلی هم خوش تراش است لغت فراجهیدن را هم داریم
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
خیرگی بیشتر برای بی کاری یک اندام به کار می اید مثلا خیره سر یعنی کسی که سرش کار نمی کند و چشمم خیره شد یعنی لحظه ای چشمم کار نکرد .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
غر غرو می شود لندو درست مثل شکمو
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
برای نالیدن لغتی که فراموشیده شده است خلمیدن است ! چنانچه می دانیم خلم یا چلم به معنای ریم و جرم بینی است و خلمیدن یعنی بینی پر بودن ولی چون در لندیدن و غر زدن نیز معمولا از بینی سخن می گوییم نیز خلمیدن معنای لندیدن و غر زدن نیز دارد
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
داغ بر بنیاد کردی ان داخ پیشتر خوانده می شده است دکتر ملایری برای برند و مارک لغت دخشه را از این لغت برگزیده اند درکتاب بر خط ایشان به فرانسه وجود داردdictionaire etymologic d astronomie et astrophysique
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:
لغت دلپرست را هم مولانا به کار می برد
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:
دهان پرست یعنی پوسته بین و ان وارون مغز کاو و غور رس و موشکاف است و اما به عربی دقیق یعنی آردی که بیخته و نازک شده باشد
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:
رواداری برگردان لغت اندیکاسیون تواند بود
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:
نعم مولانا فرانمون است به قران کریم که می فرماید نعم المولی و نعم الوکیل
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:
در فرهنگ اسدی برای مناسب لغت فرزام امده است امروزه لغت سزاوار را نیز داریم
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:
توبه به فارسی می شود پتت و کتابی در شرح توبه وجود دارد به پهلوی که امروزه در دست است و نامش خود پتت است و پر پیداست که petitionانگلیسی با ان همستاک است
صبا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:
دربعضی ازنسخه هامصرع دوم بیت دوم چنین ذکرشده:
هر شبی درحلقه ی زلف تو یارب یارب است
سهراب در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
این شعر وصف حال منه باورتون میشه هم اسم من و هم اسم اون توشه
شهریار۷۰ در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
مهمترین نکته استناد به نسخ قدیمی و کهن و تعددشان است ، حال هر کسی میتواند سخنی بزند خواه دکتر باشد خواه مهندس خواه کم سواد
ولی مهم این است که حرفش با مدارک و ارجاعات صحیح و کافی باشد ، دیوان غزل حافظ دفتر اشعار ذوقی ما نیست که هرچیز که در نظرمان خوش آید بر آن بیفزاییم و یا تعبیر کنیم. از این منظر ایرادات دیوان مصحح بزرگی چون علامه قزوینی تنها قابل چشم پوشی است زیرا در زمان این بزرگوار هنوز نسخ قدیمی و معتبر به شکل کنون قابل دسترس نبوده است.
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸: