جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:
سعدی سخن بگفت ودر جهان گفتند
رساند به آخر مرز رمز زیبایی را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
شاعران در بر سعدی به ادب میگویند
کس ندیدست چنین شیوه زیبایی را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
ندیده است پیر فلک به عمر دراز
چو سعدی عاشق هزار خوش گو را
(هزار در دو معنی است پس مصرع دوم ایهام دارد)
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
از لطف وزشیرینی ودل چسبی وخوبی
سعدی بگرفتی به سخن ملک جهان را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
سعدی این شور وشکر در سخنت می بینم
از ملک درس گرفتی عجب است انسان را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
جسم سعدی به دل خاک به عالم گوید
هرگز ای خاک نبینی تو فراموش مرا
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
مانند سعدی پرهنر دنیا نمی بیند دگر
گرصانع لفظ وسخن از نوع کند ایام را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
سعدی به شعر وشاعری از عالمی توسرتری
درمان دردی، غم بری وزتن بری آلام را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:
سعدی استاد سخن تادرجهان بگشود چشم
کرد پیدا این جهان آخر هزار خویش را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
سعدیا شعر وسخن بسیار می باشد ولی
هیچ کس چون من نگوید نکته پر سوز را
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
پایان بدادی سعدیا شعر وسخن اندر جهان
وقتی که در گود سخن کردی سخن آغاز را
همایون در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۹:
غزلی بد ترکیب و تقلیدی و شریعت مداری و پر تکلف، بیشتر به غزلی الحاقی میماند، یا نشان میدهد جای پیشین عارفی تقلیدی پیش از دیدن مراد
همایون در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۱:
رجز خوانی در بحر رمل و بازی ناشیانه با ردیف برخاستیم و حس با شکوه پهلوانی و ناشیگری به رموز عرفانی از غزلیات جوانی پیش از ملاقات شمس با دستمایه عرفان تقلیدی
سید حسین اخوان بهابادی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۸ در پاسخ به تــــــارا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:
سلام تارای دانا، غلط های املایی را تصحیح بفرمائید:
متفتوتی (متفاوتی)،طمان(زمان)،حومت(حکومت)
با تشکر فراوان.
محمدرضا در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۸ در پاسخ به فرخ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
سلام، گویا استقبال از سنایی است، استقبالهای حافظ از سنایی
تورج مهدی زاده ملاباشی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت گور کنی که عمر دراز یافت:
این شعر را دو نوع تفسیر مختلف می توان نمود اولی که در مذمت نفس و عدم درس ناگیری اوست اما در نگاهی دیگر در این شعر، می توان تقابل زندگی و مرگ را دید که زندگی برنده می شود؛ گور کندن نماد مواجهه با کار سخت و ناامیدی است، اما حتی در آن لحظات بحرانی، انسان؛ تسلیم ناامیدی و مرگ نمی شود و به زندگی بدون توجه به سایه مرگ در پیرامون خود ادامه می دهد. این نشاندهنده قدرت خلقت و اراده و اهمیت درک هر لحظه از زندگی است.
ارکیده سالم در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۸:
خداوند شما را حفظ کند. ممنون میشم در دعاهاتون منو به یاد داشته باشید که بتونم این می حافظ رو درک کنم
شهریار آریایی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:
شادخواری، مِینوشی و معشوقهبازی حافظ و همچنین مخالفتش با زهد و دین در این غزل مشهود است.
***
دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم
در بیت نخست از ذوقش به عشرت میگوید و آن را سخن اهل دل میداند که باید به گوش جان شنفت.
***
نیست در کس کرم و وقت طرب میگذرد
چاره آن است که سجّاده به مِی بفروشیم
در بیت دوّم به صراحت میگوید که باید سجّاده را به مِی فروخت و دین و زهد و پرهیز را به دور ریخت و مِی نوشید و عشرت کرد.
***
خوش هواییست فرحبخش خدایا بفرست
نازنینی که به رویش مِی گلگون نوشیم
در بیت سوّم آرزوی نازنینی زیباروی را دارد تا به روی زیبایش شراب بنوشد و عشرت کند.
***
حافظ اهل زندگی است و با دنیا پرهیزی سخت مخالف است. از این رو دوستدار او هستم.
شهریار آریایی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گُل بدمد باز و تو در گِل باشی
***
حافظ در بیت نخست این غزل، معاد و جهان دیگر را انکار میکند و میگوید که منزل بازپسین خاک است و بس!
در تایید همین معنی جای دیگر گفته است:
عاقبت منزل ما وادی خاموشان است
حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز
حافظ کافرکیش است. درود بر او!
جلال ارغوانی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳: