گنجور

حاشیه‌ها

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:

سعدی به جان وجام خلق چه ریختی؟

شربی زعشق که عالمند همه مست ما

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

سعدی سخن بگفت ودر جهان گفتند

رساند به آخر مرز رمز زیبایی را

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

شاعران در بر سعدی به ادب میگویند

کس ندیدست چنین شیوه زیبایی را

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

ندیده است پیر فلک به عمر دراز

چو سعدی عاشق هزار خوش گو را

(هزار در دو معنی است پس مصرع دوم ایهام دارد)

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

از لطف وزشیرینی ودل چسبی وخوبی

سعدی بگرفتی به سخن ملک جهان را

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

سعدی این شور وشکر در سخنت می بینم

از ملک درس گرفتی عجب است انسان را

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

جسم سعدی به دل خاک به عالم گوید

  هرگز ای خاک نبینی تو فراموش مرا

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

مانند سعدی پرهنر دنیا نمی بیند دگر

   گرصانع لفظ وسخن از نوع کند ایام را                       

 

 

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

سعدی به شعر وشاعری از عالمی توسرتری

درمان دردی، غم بری وزتن بری آلام را

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

سعدی استاد سخن تادرجهان بگشود چشم

کرد پیدا این جهان آخر هزار خویش را

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

سعدیا شعر وسخن بسیار می باشد ولی

هیچ کس چون من نگوید نکته پر سوز را

جلال ارغوانی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

پایان بدادی سعدیا شعر وسخن اندر جهان

وقتی که در گود سخن کردی سخن آغاز را                                        

همایون در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۹:

غزلی بد ترکیب و تقلیدی و شریعت مداری و پر تکلف، بیشتر به غزلی الحاقی میماند، یا نشان میدهد جای پیشین عارفی تقلیدی پیش از دیدن مراد

همایون در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰۱:

رجز خوانی در بحر رمل‌ و بازی ناشیانه با ردیف برخاستیم و حس با شکوه پهلوانی و ناشیگری به رموز عرفانی از غزلیات جوانی پیش از ملاقات شمس با دستمایه عرفان تقلیدی 

سید حسین اخوان بهابادی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۸ در پاسخ به تــــــارا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۹:

سلام تارای دانا، غلط های املایی را تصحیح بفرمائید:
متفتوتی (متفاوتی)،طمان(زمان)،

حومت(حکومت)

با تشکر فراوان.

محمدرضا در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۵۸ در پاسخ به فرخ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

سلام، گویا استقبال از سنایی است، استقبالهای حافظ از سنایی

تورج مهدی زاده ملاباشی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت گور کنی که عمر دراز یافت:

این شعر را دو نوع تفسیر مختلف می توان نمود اولی که در مذمت نفس و عدم درس ناگیری اوست اما در نگاهی دیگر در این شعر، می توان تقابل زندگی و مرگ را دید که زندگی برنده می شود؛ گور کندن نماد مواجهه با کار سخت و ناامیدی است، اما حتی در آن لحظات بحرانی، انسان؛ تسلیم ناامیدی و مرگ نمی شود و به زندگی بدون توجه به سایه مرگ در پیرامون خود ادامه می دهد.  این نشان‌دهنده قدرت خلقت و اراده و اهمیت درک هر لحظه از زندگی است.

ارکیده سالم در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۳ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۸:

خداوند شما را حفظ کند. ممنون میشم در دعاهاتون منو به یاد داشته باشید که بتونم این می حافظ رو درک کنم

شهریار آریایی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:

شادخواری، مِی‌نوشی و معشوقه‌بازی حافظ و همچنین مخالفتش با زهد و دین در این غزل مشهود است.

***

دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم

سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم

در بیت نخست از ذوقش به عشرت می‌گوید و آن را سخن اهل دل می‌داند که باید به گوش جان شنفت.

***

نیست در کس کرم و وقت طرب می‌گذرد

چاره آن است که سجّاده به مِی بفروشیم

در بیت دوّم به صراحت می‌گوید که باید سجّاده را به مِی فروخت و دین و زهد و پرهیز را به دور ریخت و مِی نوشید و عشرت کرد.

***

خوش هوایی‌ست فرح‌بخش خدایا بفرست

نازنینی که به رویش مِی گل‌گون نوشیم

در بیت سوّم آرزوی نازنینی زیباروی را دارد تا به روی زیبایش شراب بنوشد و عشرت کند.

***

حافظ اهل زندگی است و با دنیا پرهیزی سخت مخالف است. از این رو دوستدار او هستم.

شهریار آریایی در ‫۱ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:

نوبهار است در آن کوش که خوش‌دل باشی

که بسی گُل بدمد باز و تو در گِل باشی

***

حافظ در بیت نخست این غزل، معاد و جهان دیگر را انکار می‌کند و می‌گوید که منزل بازپسین خاک است و بس!

در تایید همین معنی جای دیگر گفته است:

عاقبت منزل ما وادی خاموشان است

حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز

حافظ کافرکیش است. درود بر او!

۱
۴۸۱
۴۸۲
۴۸۳
۴۸۴
۴۸۵
۵۶۹۰