علی__ در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:
عجیب است که شعری به این زیبایی و بسیاری از اشعار زیبای دیگر با استقبال و توجه کمی همراه هستند.ظاهرا حتما لازم است خواننده ی مشهوری آن را بخواند تا مردم از وجود چنین آثاری مطلع شوند!!
علی__ در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲:
عجیب است که شعری به این زیبایی و بسیاری از اشعار زیبای دیگر با استقبال و توجه کمی همراه هستند.ظاهرا حتما لازم است خواننده ی مشهوری آن را بخواند تا مردم از وجود چنین آثاری مطلع شوند!!
امین افشار در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳۷:
خانه آب و گل کجا؟! خانه جان و دل کجا؟!!
یا رب آرزوم شد... شهر من و دیار من...
بی نام در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
عجیبه.همیشه فکر میکردم که معشوقه ی سعدی همواره یک شاهد است.که خب این شعر خلافش رو ثابت کرد(نار پستان)
عیسی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۱:
این بیت رو بشه شاید فقط در یک کلاس غزل تدریس کرد؛ وگرنه نباید دنبال مفهوم خاصی از اون گشت.
سیدمحمد در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی خسرو پرویز » بخش ۷۱:
از کج خلقی های احمد شاملو
رونوشت از ویکی پدیا
،،،
احمد شاملو در فروردینماه 1369 در جلسههایی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا با بیان سخنانی پیرامون شاهنامه به گفتگوهای زیادی دامن زد.[2][3] او دربارهٔ ضحاک گفت:
«ضحاک در دورهٔ سلطنت خودش که درست وسط دورههای سلطنت جمشید و فریدون قرار داشته طبقات را در جامعه به هم ریخته بودهاست. حضرت فردوسی در بخش پادشاهی ضحاک از اقدامات اجتماعی او چیزی بر زبان نیاورده، به همین اکتفا کردهاست که او را پیشاپیش محکوم کند و در واقع بدون اینکه موضوع را بگوید و حرف دلش را بر دایره بریزد، حق ضحاک بینوا را گذاشته کف دستش دو تا مار روی شانههایش رویانده...»
شاملو بر این باور بود که ضحاک با رهبری تودههای مردم، علیه نظام طبقاتی جمشید قیام کرده و کاوه فردی ضدانقلابی و در برابر تودههای مردم بودهاست.[3] او میگوید:
«ضحاک فردوسی درست همان گئومات غاصبی است که داریوش از بردیا ساخته بود... میبینید دوستان، که حکومت ضحاک افسانهای با بردیای تاریخی را ما به غلط و به اشتباه مظهری از حاکمیت استبدادی و خودکامگی و ظلم و جور و بیداد فردی تلقی کردهایم. به عبارت دیگر شاید تنها شخصیت باستانی خود را که کارنامهاش به شهادت کتیبه بیستون و حتی مدارکی که از خود شاهنامه استخراج میتوان کرد سرشار از اقدامات انقلابی تودهای است، بر اثر تبلیغات سوئی که فردوسی بر اساس منافع طبقاتی و معتقدات شخصی خود برای او کرده به بدترین وجهی لجنمال میکنیم و آنگاه کاوه را مظهر انقلاب تودهای به حساب میآوریم. درحالیکه کاوه در تحلیل نهایی عنصری ضد مردمی است.»
،،
بازپیرایی بهرام بیضایی
بهرام بیضایی در کتاب هزارافسان کجاست؟ این نگرش را -که با برخوانی «اژدهاک» از خودش و با مقالهٔ علی حصوری در روزنامه کیهان در سه شنبه 21 تیر ماه 1356 آغاز شده بود- پذیرفتنی نمییابد و آن را دنباله دگرگشتهای اسطوره این بار به شکل «اژدهای شورشی» در روزگار نو میداند.[4] پی آوردِ سوّم هزارافسان کجاست؟ با نام «اژدهای شورشی» این موضوع را به تفصیل میکاود.
،،
نگرش جلال خالقی مطلق
جلال خالقی مطلق نیز در گفتگویی باور شاملو را نادرست و نشانهٔ ناآگاهیاش از شاهنامه دانسته.
،،
فریدون جنیدی در پاسخ به اظهارات شاملو ضمن رد آن، باور دارد که ضحاک یک شخص نیست، بلکه بیانگر دورهٔ پادشاهی بابلیان بر ایران است که هزار سال به درازا کشیدهاست.
،،
ضمناً احمد شاملو در همین جا به دیگر بزرگان ادب ایران اهانت کرد که باعث شد در بدست آوردن جایگاهی که سالها در پی آن بود ناکام بماند .
یحیا نجوا در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۶:
بیت دوّم باید به این شکل باشد:
اشکی که سر زد از مژه بوی گلاب داد
عیسی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳:
چرا. البته این غزل از مواردیه که اصلا و ابدا تفاهمی راجعبه اون وجود نداره. از تفاوت در واژههای هموزن گرفته تا ترتیب و حذف و اضافات در ابیات. مثلا بیت آخر رو در برخی جاها به این شکل میارن:
حافظ ار باده خوری با صنمی گلرخ خور// که از این بِه نبود در دو جهان هیچ متاع.
فرهاد در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
این چند بیت را چند سال پیش به مناسبت روز فردوسی گفتم و آن مرد بزرگ و سخنی که به درستی پیشبینی کرده بود :)
برآمد چو خورشید از خاوران
مر آن مرد روشن دل خوش زبان
به دفتر در آورد داستان شگرف
که چون کوه برجا، نه چون آب و برف
ورا نام فردوسی است آن بزرگ
همی زنده است زان گفت سترگ
"از آن پس نمیرم که من زنده ام
که تخم سخن من پراکنده ام"
فرهود در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶:
هندی گوی با هندی روی تفاوت دارد.
هندی گویی با هندو گویی تفاوت دارد.
سیاق شعر با استعاره ترک به معنای زیباروی چندان منطبق نیست.
ب. رحیمی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:
با احترام و ادب
سکته موجود در مصراع اول از بیت هفتم با تبدیل و تلفظ ضمه به "و" در "گفتم" با کمی کشیدگی واو در گویش رفع میگردد...
گوفتم آفتاب را...
همانند: گو، بگو، گویش و ...
سلامت باشید و پایدار.
ارشادیفر در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:
بی شک معشوق زمینی است، نه تنها در این بیت که در سایر ابیات این غزل نیز مخاطب سعدی معشوق زمینی است.
جابر محسنی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲۴:
میشه بفرمایید در مصرع دوم از بیت سوم معنی کلمه "قواده" چیست
حسنلو در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:
(( کجاست تابه کجا ))سلام دوستان عزیز بنده هر از گاهی حافظ میخوانم و مشعوف میشوم اما به انصافی که خود حضرت حافظ به آن قائل بودند، اگر این غزل را حافظ نه بلکه یکی از شماها می سرود با همین تا به کجا به قافیه آن ایراد نمی گرفتید . بعضی از دوستان موضوع گویش را پیش میکشند ، اگر این طور باشد غزل در جامعه ادبی دچار تزلزل میشود و هر سراینده ای از بهانه گویشها سو استفاده خواهد کرد. بنابرین نظر بنده این است یا جناب حافظ چنان در محتوای غزل غرق بوده که متوجه چنین اشتباهی نشده و یا کلا این مصراع به گونه ای دیگر سروده شده است .
مهیار در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۳ - برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده:
اگر به جای "صد قضای بد سوی او رو نهاد" نوشته شود " صد بلای سوء روی او نهاد" شعر آهنگین تر میشود. جناب دکتر سروش در خواندن این شعر این بیت رو اینگونه بیان کردند.
نامور در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:
وزن شعر به طور واضح مفعولن مفاعیلن مفاعیلن فعولن است
دکتر حسین وحید دستجردی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
این شعر فوق العادل را به شعر انگلیس با وزن و قافیه مشابه ترجمه کرده ام که در کتاب کوثر نور درج شده است. احتمالا برای کسانی که خوب انگلیسی میدانند جالب خواهد بود، هر چند ترجمه هیچگاه مانند اصل نیست.
عارف در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹:
واقعا خنده داره، چه برداشتی کردید، ایرانی بودن چیه، حافظ متعلق به کل جهانه
مجتبی در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۳۱ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۲۴:
ردیف غزل " برسد " است ، لطفا تصحیح بفرمایید
علی__ در ۹ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸: