گنجور

حاشیه‌ها

حمید در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰:

مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَی اللَّهِ یَسِیرٌ ﴿22﴾
هیچ مصیبتی در زمین و نه در وجود شما روی نمی‏دهد مگر اینکه همه آنها را قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است و این امر برای خداوند آسان است. (22)
همانگونه که میبینید در این آیه و سوره شریفه،،اشاره به اینکه خداوند لحظه به لحظه زندگی آدمی را قبل از آفرینش،،در لوح محفوظ ثبت کرده،،،
و هر کاری که ما میکنیم خواست خداوند متعال میباشد،و نه به اختیار ما،،،،جبررر یعنی،،،
حتما بازم مثل همیشه دوستان در رد این برداشت من خواهند گفت، که منظور خداوند چیزی غیر از چیزی که میبینیم و فکر میکنیم بوده،،،،!!!!
که احتیاج به تفسیر علما و فقها دارد،،،
این داستان تفسیر کردن و برداشت هر عالم،شده دردسر،،،،
چون با این وضع هر کس و یا گروهی،برداشتهای مختلف خواهند کرد و در رد تفسیر دیگران خواهند بود،،
که نتیجه‌اش شده،،برداشت داعش از قرآن،،،اهل سنت و مفتی های عربستان،،،طالبان،،و حوزه های دینی،،،،،،غیره،،،و تا بینهایت تفسیر و برداشت به نفعشان،،،،
حقیقت چیست،،،،؟؟

کسرا در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:

اجرای ساز و آواز این شعر در برنامه برگ سبر شماره 215 با صدای استاد بزرگ قوامی

برهان در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

با تمام بررسی هایی که انجام دادم به این نتیجه رسیدم که این شعر در وصف خداوند سروده شده. به چند مورد اشاره میکنم:
بیت سوم اشاره دارد بر گرداندن تمام هستی. جز خداوند چه کسی بر ای امر تواناست؟
بیت چهارم اشاره بر علم غیب است که از خصوصیات مختص خداوند است همانگونه که خداوند در سوره ی انعام آیه ی 59 می فرماید:
وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَابٍ مُبِینٍ ﴿59﴾
کلیدهای غیب تنها نزد او است و جز او کسی آنرا نمی‏داند، آنچه در خشکی و دریاست میداند، هیچ برگی (از درختی) نمی‏افتد مگر اینکه از آن آگاه است، و نه هیچ دانهای در مخفیگاه زمین، و نه هیچ تر و خشکی وجود دارد جز اینکه در کتاب آشکار (در کتاب علم خدا) ثبت است. (59)

حاج سیداسماعیل میرزائی در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

یاشاسین حیدر بابا

رضا در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۰ - خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیه‌السلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیه‌السلام:

با دو گونه حیوان با این صفت مواجهیم یکی خارپشت یا جوجه تیغی از جنس
Paraechinus که در حد و اندازه یک بوته خار کوچک است
و دیگری چوله یا تشی یا سیخور از جنس Hystrix .
جوجه تیغی کوچک اندازه است همانطور که از نامش بر می آید ولی چوله درشت اندام است.

کسرا در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۶:

بسیار دل نشین

مجتبی بختو در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ وحشی بافقی » فرهاد و شیرین » بخش ۳۴ - در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت:

عشق آن بود که دایم باشی به جستجویش
گر وصل او نیابی باشی اُوِیس بویش !!

بیژن غ در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:

در بیت دوم دررو به معنای فرار کن است. یعنی جایی که شیر مادر است به شیرجوش نیازی نیست. ای شیرجوش دررو

شاهرخ در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۴:

..........
و در محضر زندگی و خدا این کمتر از............

شاهرخ در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۴:

عمر تو رفت در سفر با بد و نیک و خیر و شر..............
همچو زنان خیره سر حجره به حجره شو به شو..................میگه در طول عمرمان ، دائم دیگران را قضاوت میکنیم (فلانی خوبه فلانی بده )........... روی اتفاقات اسم مورد نظر خودمون رو میگذاریم (( خیر و شر )) .......... کلا" از سیستم مقایسه روانی استفاده میکنیم .................... و در محضر زندگی و خدا این کتر از هرزگی نیست ............چون هر بار این کار رو میکنیم،
خیره سری و فساد بر میانگیزیم

کسرا در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸۷:

به به ... بی نظیر است

کسرا در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

امین جان درود بر تو

حسین انجو در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

کلمه خیل صحیح تر میباشد.

حسین انجو در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

کلمه خیل بجای خیلی صحیحتر است.

هلن در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

با آقای امیر موافقم
یکی از مهمترین درس ها در مکتب مولانا مفهوم اناالحق هست
به امید روزی که همه ی ما به درک منتهای این مفهوم برسیم

عمر شیردل در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۲۷ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

به نظر من این شعر را باید چنین نوشت:
گفتم که لبت ؟ گفت لبم آب حیات
گفتم دهنت ؟ گفت زهی حب نبات
گفتم سخن تو ؟ گفت حافظ گفتا
شادی همه لطیفه گویان صلوات

امیر حسین رحیمی زنجانبر در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶:

زیان نمیرسد الماس را ز سودنها

طاهر در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

با نظر آقای امیر کاملاً موافقم

علیرضا در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:

من نمیدونم چرا بعضی از دوستان رفتارای عجیب و غریب از خودشون نشون میدن.طرف صحبتم با دوستانی هست که خودشون رو در زمره ادبا و اهل سخن میدونن واقعا از این عیان تر که قبل از اینکه آقای چاوشی این آلبوم رو ارائه بدن و یا حتی البوم من خود آن سیزدهم خیلی از جوونای این نسل من جمله خودم اصلا هیچ رقبت و میلی به اشعار کلاسیک نداشتن ولی الان می بینید حتی برای لحظاتی کوتاه هم که شده به این سایت سر میزنن تا ببینن این اشعار از کجا سر چشمه می گیرن.واقعا این کار شما که به جای تشویق و هدایت ماها قشنگ میزنید تو ذوقمون جای تعجب داره.حقیقت تلخ اینه که جامعه بشری با سرعت خیلی زیادی در حرکته و بحث نسل ما و نسل شما نیست،حفظ ارزش ها خوبه نسل شما هنجارها و اصول خودشو داشته نسل ما هم همینطور.همین داستانی که بین نسل ما و شما هست در آینده بین ما و نسل جدید هم پیش میاد.متاسفانه شماها به جای همراه شدن با پیشرفت و هم سو شدن با نسل جدید محکم سرجاتون وایسادید و فقط کباده ادبتون رو میزنید تو سر نسل ما.مطمینم شما هم در سنین جوانیتون از این دست مشکلات با نسل قبلیتون داشتید و این سلسله اشتباهات تا همین الان ادامه داره.
حالا چه تلخ چه شیرین باید قبول کرد اگه میخوایم یا میخواید نسل ما با شعر و فرهنگ سنتی آشتی بکنه راهی به جز اینکه با اسلوب و روش خودمون آشتی بکنیم نداره.محسن چاوشی دقیقا داره همین کارو میکنه و این کارش قطعا کار درست و مثبتی هست شکی درش نیست.

مهدی در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲:

سلام
سرکار بانو پونه
صدالبته تفسیر و تعبیر غزلی از حضرت مولانا با آنهمه پیچیدگی ذهن آن بزرگوار که گاه به خصوص در داستانهای مثنوی به شکل مکالمات و مباحثات جلوه می کند کار آسانی نیست و صدالبته در یک حاشیه نویسی کوتاه شاید اصلا ممکن نباشد.
اما جهت اشاره به مفهوم کلی غزل آنطور که پرسیده بودید؛ دیدگاه و درک شخصی خود را می توانم اینطور بیان کنم:
کلیت غزل در تحریص و تشویق مخاطب به درک و آشنایی با بطون و عمق معانی دینی و عرفانی است. مولانا اصولا در وادی خداشناسی و خداپرستی دلیر است و دلیری را می ستاید.
عشق اول سرکش و خونی بود
تا گریزد آن که بیرونی بود
در این غزل نیز ؛ مولوی در یکایک ابیات ما را به دلیری فرامیخواند و از تن آسایی و ترس پرهیز می دهد.
در دردی غم و اندیشه سیر چون نشوی؟
می بینید که حضرت خداوندگار غم و اندیشه (اندیشه اینجا بیشتر به معنای فکر و خیال و دلواپسی برای امور روزمره است و نه به معنای تفکر در معنای متعالی آن) را درد شراب زندگی (درد لای و بخش بدطعم شراب است) می داند و دلیرانه جستجوی حقیقت (جمال یار) و پرستش او به یگانگی راستین (شراب مغانه) را توصیه می کند.
سایر ابیات نیز به همین منوال روزمره گی ؛ دنیا اندیشی و ترس از ورود به وادی پرستش حق را در برابر دلیری و شادمانه دل به دریا زدن مینهد و پرواضح است داوری حضرت مولانا کدام شیوه را برتر می نهد:
فسرده چند نشینی میان هستی خویش
تنور آتش عشق و زبانه را چه شدست
شادکام و تندرست باشید

۱
۳۹۹۱
۳۹۹۲
۳۹۹۳
۳۹۹۴
۳۹۹۵
۵۷۰۰